تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
ساى آنحضرت را مجروح و خونين ساختند مثنوى
ز نور جبين رسول خدا * * بطائف بر افروخت شمع هدا * ولى تيره دل مشركان لئيم * * كه بودند در شهر طائف مقيم * ز تاريكى بخت ظلمت سرشت * * نجستند از آن شمع راه بهشت * كسى را كه شد كور چشم خرد * * بنور هدايت كجا پىبرد * دل سخت كفار خذلان مآب * * نشد نرم از پرتو آفتاب * چه خوش گفت داناء راز كهن * * كه در مخزنش بود گنج سخن * كه حاصل كند نيكبختى به زور * * بسرمه كه بينا كند چشم كور * توان پاك كردن ز زنگ آئينه * * و ليكن نشايد ز سنگ آئينه * چو زان طائفه نزد خير البشر * * عيان گشت اطوار اصحاب شر * غم خاطرش زان جهة در فزود * * ز طائف ببطحا عزيمت نمود *
در اثناء راه ببطن نخله رسيده شب آنجا توقف فرمود و در وقتى كه پرى پيكران كواكب جلوه‌گرى ميكردند پيغمبر انس و جن صلوة الله و سلامه عليه در نماز ايستاده بآواز بلند قرائت مينمود و در آن زمان هفت نفر يا نه نفر از جنيه نصيبين بدان مقام رسيده و آواز قرائت قرآن شنيده هم آنجا ايستادند تا آنحضرت از اداء صلوة فراغت نمود آن گاه خود را بر خاتم الانبياء ظاهر ساخته بقبول دين اسلام موفق گشتند و بموجب اشارت حضرت رسالت صلى الله عليه و سلم به نصيبين مراجعت كرده قوم خويش را بشريعت بيضا دعوت نمودند و بسيارى از پريان دين قويم را پذيرفتند و ناديده آن مردم ديده آفرينش را دوست گرفتند و بعد از سه ماه از واقعه بطن نخله فوجى كثير از آن طايفه بشعب حجون آمده بملاقات خواجه كاينات فايز شدند عبد الله بن مسعود كه آنشب در ملازمت آنحضرت بود امور عجيبه مشاهده فرمود القصه روز ديگر خير البشر صلى الله عليه و سلم از بطن نخله به طرف مكه در حركت آمده در ميان راه شنيد كه سفهاء قريش داعيه دارند كه در سلوك طريق بىادبى تقليد كفار طائف كنند بنابران بر زبر جبل حرا ساكن گشت و كس نزد بعضى از رؤساء قوم فرستاده التماس جوار نمود و اكثر كفار دست رد بر سينه ملتمس مقتداى اخيار نهاده بالاخره مطعم بن عدى اين معنى را قبول كرده و با اقارب و عشاير سلاح پوشيده آنحضرت را به مكه درآورد و در همين سال حضرت رسالت عليه السلام و التحيه عايشه بنت ابى بكر صديق و سودة بنت زمعه رضى الله عنهما را در حبالهء نكاح جاى داد و با سوده كه بنت زمعه بود زفاف كرده بنابر صغر سن عايشه رضى الله عنها عروسى موقوف ماند و در سال اول هجرت در مدينه آنصورت روى نمود

ذكر عروج سيد كاينات عليه روايح الصلوات و فوايح التحيات بر معارج سموات

چنانچه سابقا بر سبيل اجمال از مؤلفات ارباب فضل و كمال نقل كرده شده عارجان معارج اخبار نبوى و ناهجان مناهج آثار مصطفوى خلاف نموده‌اند كه قضيه غريبه معراج در كدام سال واقع بوده بعضى را اعتقاد آنست كه اين صورت بديع دو نوبت روى نمود و ايضا اين معنى مختلف فيه است كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم از كدام محل متوجه عالم