چندان اذيتى نميتوانند رسانيد بيت
لواء شقاوت برافراختند * * بايذاء اصحاب پرداختند
اكثر ضعفاء صحابه را گرفته بعذابهاء گوناگون تعذيب مينمودند و تكليف ميكردند كه از دين حق تبرا نمايند از آن جمله پدر و مادر عمار ياسر و سميه را چندان ايذاء نمودند كه بسعادت شهادت رسيدند و اول كسانى از امت محمد صلى الله عليه و سلم كه بدان درجهء عليه فايز شدند ايشان بودند و چون حركات ناشايست اصحاب ضلال از حد اعتدال متجاوز گشت رسول صلى الله عليه و سلم صحابه را رخصت فرمود كه بجانب حبشه هجرت نمايند و در ماه رجب سال پنجم از بعثت يازده مرد و چهار زن پوشيده و پنهان از ميان سيهدلان قريش بيرون رفته روى بديار سيه پيكران آوردند و عثمان بن عفان و زوجهء وى رقيه بنت خير البريه عليه السّلام و التحية و زبير بن العوام و عبد الرحمن بن عوف و عثمان بن مظعون و ابو سلمة بن عبد الاسد مخزومى و زوجهء وى ام سلمه از آن جمله بودند و اين جماعت به كشتى از دريا عبور نموده در ضمان صحت و عافيت به مقصد رسيدند و در جوار ملك حبشه كه موسوم باصخمه بود قرار گرفته از ايذاء كفار فارغ گرديدند در روضة الاحباب مسطور است كه بعد از رفتن مهاجران بحبشه به روزى چند سوره و النجم نازل گشته آن مهر سپهر نبوت آيات آن سوره را در محفل قريش بآواز بلند قراءت فرمود و در آنحين ابليس لعين فرصت يافته در وقتى كه آيت
( أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى )
بر زبان وحى بيان آنحضرت ميگذشت اين كلمه به گوش بتپرستان رسانيد كه ( تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترجى ) و از استماع اين كلام عبدهء اصنام فرحناك شده چون رسول صلى الله عليه و سلم بعد از فراغ از تلاوت سوره سجده كرد جميع مشركان كه حاضر بودند غير وليد بن مغيره سر به سجده نهادند و باهم گفتند كه چون محمد خدايان ما را با حسن وجهى ياد نمود ما نيز ديگر با او استهزا ننمائيم و ابواب امداد برويش بگشائيم جبرئيل امين سيد المرسلين را از القاء شيطان لعين واقف ساخته اين معنى موجب ملال خاطر انور پيغمبر گشت و كريم پوزشپذير جهة تسلى ضمير نبى بشير اين آيه فرستاد كه
( وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ )
و مشركان ازين حال آگاهى يافته بار ديگر نسبت بخير البشر در مقام عصيان و طغيان آمدند ليكن چون خبر اظهار اطاعت ايشان به گوش مهاجران حبشه رسيد بمقتضاء كلمهء حب الوطن من الايمان بجانب حريم حرم بازگشتند و بعد از وصول از حقيقت واقعه خبر يافته و تعذيب و تشنيع مشركان را از پيشتر بيشتر ديده و شنيده نوبت ديگر عازم حبشه شدند و درين كرت جعفر بن ابى طالب رضى الله عنه با جمع كثير از رجال و نسوان صحابه با ايشان موافقت فرمودند و نجاشى نسبت به اين جماعت طريق احسان مسلوك داشته مهاجران بفراغ خاطر در حبشه توطن نمودند و چون خبر رفاهيت صحابه بمسامع قريشيان رسيد از غايت حسد عمرو بن عاص و عمارة بن الوليد و بروايتى عبد الله بن ابى ربيعه را با تبركات لايقه نزد نجاشى فرستاده التماس نمودند كه مهاجران را به طرف حرم بازگرداند و عمرو بن عاص