تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
روضهء رضوان شتافت و بعضى از ائمه اخبار گفته‌اند كه ايام بيمارى احمد مختار صلى الله عليه و آله الاخيار چهارده روز بوده و دوازده روز و ده روز نيز گفته‌اند اگرچه علماء فن حديث و تاريخ متفق‌اند كه وفات سرخيل مكنونات روز دوشنبه واقع بوده اما درين معنى اختلاف نموده‌اند كه آن روز داخل ايام اواخر صفر بوده يا در سلك ايام ربيع الاول انتظام داشته و جمعى كه آن دوشنبه را از جملهء ايام ربيع الاول شمارند باز خلاف كرده‌اند كه آن روز چند روز از شهر مذكور گذشته بوده روايت اشهر و اكثر آنكه دوازدهم بوده و برخى بر آن رفته‌اند كه دوشنبه دوم ماه مذكور آن مصيبت روى نموده و مذهب ابن جوزى آنكه آن روز غرهء ربيع الاول بوده و در كشف الغمه مسطور است كه محمد بن اسحق را عقيده آنست كه واقعهء هايله حضرت خير البريه عليه السلام و التحية در دوازدهم ربيع الاول سمت وقوع پذيرفته و اين اعتقاد از روى تحقيق خلاف واقع است زيرا كه جمهور علماء كتاب و سنت براين معنى اتفاق دارند كه روز عرفه ذى الحجه حجهء گذشته كه آنحضرت جهة مناسك حج در عرفات تشريف داشت جمعه بود و برين تقدير لازم مىآيد كه غره محرم الحرام نيز جمعه باشد يا شنبه پس اگر فرض كنيم كه اول محرم جمعه بوده اول روز سفر شنبه بوده باشد يا يكشنبه و اگر اول صفر يكشنبه يا دوشنبه بود پس غره ربيع الاول دوشنبه باشد يا سه‌شنبه و اگر اول صفر دوشنبه بود پس غره ربيع الاول سه شنبه باشد يا چهارشنبه و بنابرين مقدمه از روى حساب نميتواند بود كه روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول بوده باشد و شيخ شمس الدين محمد جزرى در تصحيح المصابيح و حضرت مخدومى جمال الاسلامى در روضة الاحباب در مقام جواب اشكال مرقوم اقلام بلاغت مآب گردانيده‌اند كه احتمال دارد كه سكنه مكه و مدينه در ديدن هلال ذى حجه حجهء مذكوره بسبب اختلاف مطالع يا بعضى ديگر از مواقع مختلف فيه بوده باشد و وقوف در عرفات بنابروايت اهل مكه بوده باشد و حضرت رسالت مآب و اصحاب چون بمدينه مراجعت نموده باشد بناء تاريخ را برؤيت مدنيان نهاده باشند و هريك از شهور ذى الحجه و محرم و صفر سى روز آمده باشد و برين تقدير غره ربيع الاول پنجشنبه خواهد بود و دوازدهم دوشنبه اما دفن حضرت رسول صلى الله عليه و سلم باتفاق اهل سير شب چهارشنبه واقع شد نيمشب يا سحر چنانچه از سياق كلام گذشته بوضوح مىپيوندد و بقول اصح و اكثر سن مبارك خير البشر شصت و سه سال بود و بعضى شصت و پنجسال گفته‌اند و قولى آنكه آن حضرت شصت ساله بود كه از عالم انتقال نمود صلى الله عليه و على آله و اصحابه الى يوم الموعود

گفتار در بيان بعضى از احوال حضرت رسالت مآب از وقت طفوليت تا زمان اوان وصول بسن شباب

چون از رفع عيسى عليه سلام الله تعالى مدت هشتصد سال يا ششصد و بيست سال يا پانصد و هفتاد و هشت سال على اختلاف الاقوال درگذشت و اوقات فترت امتداد يافته
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 298 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )