بمصر فرستاد تا جهات و متملكات قبطيان را در حيطهء ضبط آورد و يوشع بن نون آن مهم را برحسب دلخواه فيصل داده شخصى را هم از آن قوم والى آن بلده ساخت و مراجعت كرده بموسى عليه السلام پيوست آنگاه موسى با اتباع از آن موضع كوچ نموده بر كنار نيل قطع منازل ميفرمودند و در روز قطعهء ابر پيدا شده بر سر آنقوم سايه مىانداخت و بشب عمودى از نور در مقدمه ايشان سمت ظهور مييافت و بدان وسيله طى مسافت برايشان آسان ميشد در اثناء راه آن بنى اسرائيل بجمعى از عمالقه رسيدند كه به صورت گاو و گوساله بتان ساخته ميپرستيدند و پس از مشاهده آنصورت نزد موسى آمده گفتند ما را نيز مثل اين خدايان بايد تا بعبادت قيام نمائيم كليم اللّه از شنيدن اين سخن غضبناك شده گفت ( اغير اللّه ابعيكم الها و هو فضلكم على العالمين ) و آن جاهلان از ملتمس خويش پشيمان گشته مراسم اعتذار بتقديم رسانيدند
ذكر رفتن موسى ( ع ) بطور سينا و نزول الواح بعنايت حق سبحانه و تعالى
بنى اسرائيل بكرات و مرات بعرض موسى رسانيدند كه ما را شريعتى مجدد ميبايد تا بمقتضاى آن عمل نمائيم و آن جناب اينمعنى را معروض بارگاه احديت گردانيد خطاب آمد كه بطور سينا شتافته سى روز روزهدار تا اين مسؤل عز قبول يابد و موسى هرون را بخلافت خويش در ميان قوم گذاشته ايشان را بجانب بريه سينين گسيل فرمود و با هفتاد تن از صلحاى بنى اسرائيل به طرف طور در حركت آمد و بعد از وصول به مقصد از غره ذى القعد تا سلخ ماه مذكور به روزه گذرانيد و بموجب وحى الهى عشر ذو الحجه را به آن منضم گردانيد ( كما قال عز و علا
واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ )
و كليم اللّه در صبح چهل و يكم با آن هفتاد نفر بكوه طور بالا رفته موسى بر قوم سبقت گرفت و ابرى رقيق ميان او و اسرائيليان حايل شده حضرت ملك علام بيزبان و كام با جناب كليم عليه التسليم در تكلم آمد و الواحى كه تورية بر آنجا مكتوب بود ارزانى فرمود و موسى در اثناء مناجات طالب ديدار پروردگار گشته خطاب رسيد كه
( لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي )
و موسى بجانب كوه نگريسته و پرتو جمال لا يزال بر جبل تجلى فرموده كوه از هيبت پارهپاره شده و موسى از هوش رفته چون افاقت يافت بقدم انابت و استغفار پيشآمد در اكثر كتب تواريخ مسطور است كه بعد از رفع حجاب آن هفتاد نفر با موسى گفتند كه مقصود بنى اسرائيل از فرستادن ما بدين مقام آن بود كه ما نيز باستماع كلام حضرت عزت فايز گرديم و نزد قوم اداء شهادت نمائيم و كليم اللّه ملتمس ايشان را معروض داشته باز ابرى رقيق پيدا آمد و موسى را با هفتاد رفيق احاطه نمود و مجموع بشنيدن كلام الهى سرافراز گشتند و چون حجاب مرتفع شد رفقا با موسى گفتند كه تا معاينه خدايرا