تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
كه كفار شقاوت فرجام از خواب غفلت بيدار گشتند و از اسرائيليان اثر نديدند بواسطهء فقدان زيورهاى خويش فرياد و فغان باوج آسمان رسانيدند و كيفيت حادثه را معروض فرعون گردانيدند فرعون به اجتماع سپاه فرمانداد و بجهة وبائى كه در آن روز در ميان بنات قبطيان واقع شد نتوانست كه على الفور موسى را تعاقب نمايد اما صبح روز عاشورا كه بحقيقت نزديك بشام نكبتش بود با لشگرى بيقياس كه بروايتى عدد ايشان هزار بار هزار و هفت صد هزار نفر مىرسيد از عقب بنى اسرائيل متوجه گرديد و بسرعت هرچه تمامتر در حركت آمده بعد از قرب وصول بموسى كليم اللّه بموجب وحى عصا بر دريا زد و فى الحال بحر بعدد اسباط منقسم به دوازده كوچه شده آب از مواضع خود مرتفع گشت و بنى اسرائيل بسلامت عبور نموده متعاقب آنحال فرعون بكنار دريا رسيد و آب را بدان منوال ديده انديشه مراجعت كرد و باز باضلال هامان اسب در نيل راند و جبرئيل عليه السلام بر ماديانى سوار در مقدمهء سپاه او به دريا درآمد و چون تمامى جنود فرعون به دريا درآمدند اجزاء آب بهم پيوسته مجموع غريق بحر فنا گشتند و در آنحالت كه فرعون صورت موت را مشاهده نمود گفت
( آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ )
و بنابر آنكه ايمان يأس مقبول بارگاه احديت نيست جبرئيل مشتى خاك در دهانش ريخت و گفت
( آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ )
در لباب التفاسير مسطور است كه در ايام سلطنت فرعون نوبتى آب نيل نقصانى تمام يافت قبطيان نزد فرعون رفتند و تزايد آب را مسألت نمودند و فرعون در كنار رود نيل از خدم و حشم جدا شده تنها بگوشهء رفت و روى نياز برخاك نهاده از كريم بنده نواز افزونى آب را سؤال نمود و بارى تعالى ملتمس او را اجابت فرموده جبرئيل نزد وى آمد و گفت ايفرعون چه باشد سزاى آن بنده كه در كنف احسان پروردگار خود بزرگ شود و بعد از آن بكفران نعمت اقدام نموده دعوى الوهيت كند فرعون در جواب اين سؤال صحيفه‌اى نوشت بر اين منوال كه ( هذا ما يقول ابو العباس الوليد بن مصعب من آل ريان ان جزاء العبد الابق من طاعة سيدة الخالق ان يغرق فى البحر ) و جبرئيل آن نوشته را از وى ستانده در حين غرقه شدن بنظرش درآورد بالجمله در آنزمان كه فرعونيان از ممر آب به آتش دوزخ رسيدند و بنى اسرائيل نجات يافتند ده ساعت از روز عاشورا گذشته بود و چون تا آنزمان موسى و متابعانش هيچ نخورده بودند نيت روزه كرده بقيهء روز را بامساك گذرانيدند و جسد فرعون و ابدان قبطيان بموجب دعاء موسى كه بالتماس بنى اسرائيل صادر شد بساحل بحر افتاده ملابس و تجملات ايشان را اسرائيليان تاراج نمودند و هرچند موسى ايشان را ازين فعل منع كرد ممتنع نگشتند در متون الاخبار مسطور است كه فرعون اشقر اللون بود بسان بقر احمر و اقرع و ازرق بود و كوتاه قامت و اعرج و باوجود عيوب مذكوره علت برص نيز داشت و به شكل حيوانات دمدار موى بسيار از نشستگاه او برآمده بود و معذلك آن كم سعادت دعوى الوهيت نمود نقلست كه چون خاطر انور جناب موسى از جانب فرعونيان فارغ شد در دوازدهم محرم يوشع بن نون ر