تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
آجال به تقدير ذو الجلال بيرون دوانيد و كاروان عمر او را كه به امانى روزگار پربار بود قطع كرد « 1 » ؛ و از تخت نعش بدل شد و از بخت شقاوت روى نمود :
من نال من دنياه امنيّة * اسقطت الأيّام منها الألف لأنّ منها اصل تركيبه * حتّى كلا حاشيتيه حذف « 2 »
و اين احوال سبب اقبال سلطان شد چنانك در ذكر ديگر آن حال مفصّل شود .

ذكر مسلّم شدن ملك سلاطين غور سلطان محمّد را

چون سلطان شهاب الدّين از دار دنيا به منزل عقبى رسيد غلامان او كه هركس صاحب طرفى شده بودند آن مملكت را كه در حوز « 3 » هريك بود به استقلال حاكم شدند . ديلى « 4 » و حدود هندوستان را قطب الدّين ايبك يك‌چندى حاكم بود و چند غزو « 5 » بزرگ در هند بر دست او برآمد . و چون او گذشته شد « 6 » و خلفى پسرينه نداشت غلامى داشت به عقل و كياست مشهور ؛ التتمش نام . قايم‌مقام ايبك او را بر تخت نشاندند « 7 » و به سلطان شمس الدّين ملقّب شد و در اكثر هندوستان و اطراف و اقطار ذكر او شايع شد و او را در غزوات و فتوحات آثار و اخبارست . و بر طرف سند چون اوجا و مولتان و لوهاوور و برشاور « قباجه » مستولى بود و سلطان جلال الدّين آن حدود را بگرفت چنانك در موضع خود ذكر آن خواهد آمد . و زاولستان و غزنين را تاج الدّين ايلدوز بعد از رفتن و آشوب‌ها بگرفت و حكم كرد . و در دار الملك پدر هراة و فيروزكوه امير محمود پسر سلطان غياث الدّين مستولى شد . و چون امير محمود به شرب و عيش و اتلاف و طيش « 8 » - چنانك شيوهء ميراثيان باشد « 9 » - مشغول شد و از طرب چنگ با تعب « 10 » جنگ نمىپرداخت و امرا از صادرات افعال او چون لين « 11 » و خور « 12 » و ضعف و سدر « 13 » مشاهده مىكردند اختلاف در
هامش
( 1 ) - معنى عبارت : مرگ به خواست خدا از كمينگاه حمله كرد و رشته عمر پرآرزوى او را بريد . ( در گويش لرى ياسوج ، بريدن كه معادل قطع كردن است به معنى ربودن و دزديدن به كار مىرود . ) ( 2 ) - من . . . هركس كه دنيايش به آرزويى رسيد ، روزگار الف را از آن ( امنيّه - آرزو ) ساقط كرد [ و آن را تبديل به ( منيّه - مرگ ) نمود . ] / زيرا كه اصل تركيبش از آن كلمه است . تا اينكه هر دو حاشيه اين تركيب [ مقصود امنيّه است ] هم حذف شد . ( 3 ) - حوز : تملّك . ( 4 ) - ديلى : يعنى دهلى . ( 5 ) - غزو : با دشمن دين جنگيدن . ( 6 ) - يعنى فوت كرد . ( 7 ) - يعنى آن غلام را به‌عنوان جانشين « ايبك » بر تخت نشاندند . ( 8 ) - طيش : سبكى عقل . ( 9 ) - يعنى چنان كه عادت ميراث خواران است . ( 10 ) - تعب : سختى . ( 11 ) - لين : نرمى . ( 12 ) - خور : ضعف و سستى . ( 13 ) - سدر : سرگردانى ، عدم ثبات .