و چون سلطان به در خوارزم رسيد زاهدى بود كه او را زاهد آهو پوش گفتندى . طعام و لباس او از گوشت و پوست آهو بود . به خدمت سلطان آمد و بعد از موعظهء حسنه اهل شهر را شفاعت كرد و اتسز نيز رسل فرستاد و تحف و هدايا و نتف معاذير « 1 » . سلطان نيز از آنجا كه شمول عفو و اغضاء « 2 » او بود از زلّات « 3 » او بار سوّم عفو كرد و قرار دادند كه اتسز به كنار جيحون آيد و سلطان را خدمت كند . در روز دوشنبه دوازدهم محرّم سنهء ثلاث و اربعين و خمسمائة « 4 » اتسز بيامد و هم از پشت اسب سلطان را خدمت كرد و پيش از آنك سلطان عنان برتابد « 5 » اتسز بازگشت . سلطان هرچند از قلّت التفات در غضب شد امّا چون در مقدّمه عفو فرموده بود آن خشم نيز از سر قدرت فروخورد و اظهار نكرد و به فضيلت اين آيت كه
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ
« 6 » در يك حالت مخصوص گشت
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
« 7 »
.
و چون سلطان به خراسان رسيد رسل فرستاد و اتسز را به تشريفات و انعامات مشرّف گردانيد . و اتسز نيز رسل را بعد از تقديم تعظيم مورد با تحف و هداياى بسيار بازگردانيد . و بعد ازين اتسز به جانب كفّار به چند نوبت به غزا رفت و ظفر يافت . و در آن وقت والى جند كمال الدّين پسر ارسلان خان محمود بود و ميان ايشان موافقتى تمام . چون آن حدود را بيشتر مستخلص گردانيد در محرّم سنهء سبع و اربعين و خمسمائة « 8 » عزيمت سقناق و بلاد ديگر كرد تا به موافقت كمال الدّين آنجا رود . چون به حدّ جند رسيد كمال الدّين مستشعر « 9 » شد و با لشكر خويش بگريخت و به جانب رودبار رفت . اتسز بعد از وقوف بر استشعار و فرار كمال الدّين جماعتى را از اكابر و معارف بفرستاد و به مواعيد و امان او را مستظهر « 10 » گردانيد . كمال الدّين به نزديك او آمد . فرمود تا او را بند كردند تا در آن بند هلاك شد .
و كمال الدّين را با رشيد وطواط قديما دوستى و مصافاتى « 11 » بودست . اتسز را تخيّل كردند « 12 » كه وطواط از حال كمال الدّين واقف بودست . بدين سبب وطواط را مدّتى از
هامش
( 1 ) - نتف معاذير : عذرهاى گلچين و مناسب . « نتف » جمع نتفه به معنى گياه و سبزى دست چين است .
( 2 ) - اغضاء : چشمپوشى .
( 3 ) - زلّات : لغزشها ، جمع زلّت .
( 4 ) - سال 543 .
( 5 ) - عنان برتافتن : بازگشتن ، روى برگرداندن .
( 6 ) - و الكاظمين . . . فروبرندگان خشم و درگذرندگان از گناه مردم . ( آل عمران 3 / 134 )
( 7 ) - و . . . خداوند نيكوكاران را دوست دارد . ( آل عمران 3 / 134 )
( 8 ) - سال 549 .
( 9 ) - مستشعر : كسى كه در دل خود مىترسد .
( 10 ) - مستظهر : پشت گرم .
( 11 ) - مصافات : باهم دوستى به اخلاص داشتن .
( 12 ) - يعنى براى او تصوير كردند .