تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
صدور « 1 » جشن ساختند ، عقاب بر عقاب « 2 » از لحوم « 3 » غيد « 4 » عيد كردند ، نسور « 5 » سور « 6 » از نحور « 7 » حور « 8 » ترتيب دادند :
ماتت لفقد الظّاعنين ديارهم * فكأنّهم كانوا لها ارواحا « 9 »
اماكن و مساكن با خاك يكسان ؛ هر ايوان كه با كيوان از راه ترفّع برابرى مىنمود چون خاك به زارى تواضع پيشه گرفت ؛ دور « 10 » از خوشى و معمورى دور شد ؛ قصور بعد از سركشى در پاى قصور « 11 » افتاد ؛ گلشن گلخن شد ؛ صفوف بقاع « 12 » قاعا صفصفا « 13 » گشت :
بلى استعبدته الحادثات فأصبحت * خواشع تعتاد السّجود رباه و عهدى به كالمندل الرّطب عوده * يبيسا و كالمسك السّحيق ثراه « 14 »

ذكر جلوس پادشاه جهان [ اوكتاىقاآن ] در مسند خانى و دست « 15 » جهانبانى

حقّ - تقدّست اسماؤه و عظمت نعماؤه « 16 » - بندگان را چون يك‌چندى به دالّت آنك
وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ
« 17 » بر محك بلا امتحانى كرد و در بوتهء تجربهء عنا « 18 » ذوبانى داد :
در آتش بلايم چون گل فروچكانى * بر سنگ امتحانم چون زر برآزمائى
و برحسب خبث فعال هريك عقال « 19 » نكال « 20 » آن كشيدند و به نسبت سوء اعمال و رجس « 21 » خصال شربت
جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها
« 22 » مالامال چشيد ؛ و چون مقرّرست كه هر
هامش
( 1 ) - صدور صدور : سينه‌هاى بزرگان . ( 2 ) - عقاب : گردنه‌ها ، جمع عقبه . ( 3 ) - لحوم : گوشت‌ها . ( 4 ) - غيد : بر وزن بيد به معنى زنان نازك بدن ، جمع غيداء . ( 5 ) - نسور : كركس‌ها ، جمع نسر . ( 6 ) - سور : جشن و مهمانى . ( 7 ) - نحور : جمع نحر به معنى پيش سينه . ( 8 ) - حور : زنان سيه‌چشم سپيد اندام ، جمع حوراء . ( 9 ) - ماتت . . . ديار آن‌ها به خاطر از دست دادن كوچ‌كنندگان مرد . گويى كه آن‌ها براى آن ديار ارواح بودند . ( 10 ) - دور : خانه‌ها ، جمع دارة . ( 11 ) - قصور : كوتاهى . ( 12 ) - بقاع : سراىها ، جمع بقعه . ( 13 ) - قاعا صفصفا : بيابان هموار . برگرفته از آيهء 106 سورهء طه . ( 14 ) - بلى . . . آرى حوادث بد آن را به بندگى كشيد . سپس آن كوه و پشته فروتنى شد كه به سجود عادت كرد . / حال آنكه تا آنجا كه به ياد دارم چوب خشكش مانند عود تر بود و خاكش مثل مشك سائيده بود . ( 15 ) - دست : قدرت . ( 16 ) - نامهايش پاك و نعماتش بزرگ است . ( 17 ) - و . . . هرآينه بيازمائيم شما را به چيزى از ترس و گرسنگى و كمبود اموال و جان‌ها و ميوه‌ها ( فرزندان ) [ بقره 2 / 155 ] . ( 18 ) - عناء : سختى . ( 19 ) - عقال : ريسمانى كه با آن پاى شتر را مىبندند . ( 20 ) - نكال : سختى ، شكنجه . ( 21 ) - رجس : پليدى . ( 22 ) - جزاء . . . پاداش بدى مانند آن است . ( آيه قرآن چنين است :« جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها ». شورى 41 / 40 )