كه كارى انجام نيافته بود ، جملهء حاليه بحذف « بود »
( 12 ) - فرصتى نگاه داشت : فرصت جست يا فرصت را مغتنم شمرد
( 13 ) - جنيبت : بفتح اول و كسر دوم و سكون سوم و فتح چهارم اسب كتل ، يدك
( 14 ) - احماد : ستودن ، مصدر باب افعال
( 15 ) - دو روز مانده ازين ماه : در حالى كه دو روز ازين ماه مانده بود ، جملهء حاليه بحذف « بود »
( 16 ) - صلت : بكسر اول و فتح دوم عطيه و جايزه و پاداش يا صله - معنى : طغرل به برادر خود داود جايزهاى به مبلغ پانصد هزار سكهء سيم داد
( 17 ) - سالار بوزگان : ابو القاسم وزير طغرل ، نگاه كنيد به صفحهء 883 شمارهء ( 14 )
ص 898
( 1 ) - طالقان : كرسى ولايت طخارستان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 757 شمارهء ( 18 )
( 2 ) - پارياب :
از شهرهاى خراسان و از توابع گوزگانان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 70 شمارهء ( 14 )
( 3 ) - شبورقان : شهرى نزديك بلخ ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 248 شمارهء ( 19 )
( 4 ) - قهندز : بضم اول و فتح دوم و سكون سوم و كسر چهارم كهندژ يا قلعهء كهنه و باستانى ( در بلخ )
( 5 ) - مىداشتند :
نگهدارى مىكردند
( 6 ) - خفته : حال براى كودك ، در حال خواب
( 7 ) - شتابتر : شتابانتر و بشتاب بيشتر ، شتاب در اين مورد صورت قيد دارد ، خاقانى گويد :
هلال عيد بود بر سپهر پابركاب * بجام ساقى گلچهره مىشتاب بريز
( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 8 ) - روز : در اينجا بمعنى تا برآمدن روز به كار رفته است
( 9 ) - هزاهز : بفتح اول و كسر چهارم شور و غوغا
( 10 ) - مقدم گونه : سركرده مانند يا مهتر مانند
( 11 ) - معنى دو جمله :
و اگر سر كردهء نيرومندترى بيايد ، سپاه سالار بمقابله شتابد
( 12 ) - بىحميتان لشكريان :
لشكريان بىغيرت و بىنام و ننگ ، جمع آوردن و مقدم داشتن صفت براى تأكيد و مبالغه است - حميت بفتح اول و كسر دوم و تشديد سوم مفتوح غيرت و رشك
( 13 ) - آب مىببرند :
همانا آبروريزى مىكنند
( 14 ) - خيلتاش : بفتح اول و سكون دوم فراش ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 5 شمارهء ( 3 )
( 15 ) - متنكر : بضم اول و فتح دوم و سوم و تشديد چهارم مكسور ناشناس يا ناشناخته ، حال يا قيد حالت
( 16 ) - دستآويز : بمعنى زدوخورد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ، اسم مصدر مركب
ص 899
( 1 ) - نفير : بفتح اول و كسر دوم فرياد و فغان
( 2 ) - غره : بضم اول ، اول ماه
( 3 ) - تعبيه فرمود : فرمان داد كه آرايش جنگى كنند و لشكر مجهز و آماده باشد ؛ تعبيه بمعنى آراستن لشكر ، مصدر باب تفعيل
( 4 ) - مست : بفتح اول و سكون دوم توسعا بمعنى ناآرام و خشمگين و در حال هجوم و حمله ، فردوسى فرمايد :