( 7 ) - عقد : پيمان
( 8 ) - معنى جمله : سپاهيان و چاكران او را پراگنده و تار و مار كنند
( 9 ) - بارى : خلاصه ، سخن كوتاه
( 10 ) - بگتگين چوگاندار محمودى : بگتگين چوگانى پدرى نيز نگاه كنيد به صفحهء 480 شمارهء ( 7 )
( 11 ) - كوتوالى ترمذ : دژبانى ترمذ - ترمذ :
بكسر اول و سكون دوم و كسر سوم شهرى در ساحل جيحون ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 76 شماره ( 21 )
( 12 ) - قتلغ سبكتگينى : قتلغ غلام سبكتگين بوده است و به دو منسوب ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 286 شمارهء ( 3 )
( 13 ) - شهم : بفتح اول و سكون دوم با شهامت و دلير و تيزخاطر
( 14 ) - آلت : اسباب و وسائل
( 15 ) - از آن وقت باز : از آنگاه تا اين زمان - معنى جمله : از آنگاه تاكنون كه امير محمود فرمان ساختن پل را داده بود
( 16 ) - معنى جمله : چاكر براى نگاهبانى پل گماشتگان گذاشت
( 17 ) - ساختن گرفت : آغاز كرد ترتيب دادن و تهيه كردن
( 18 ) - ضجر : بفتح اول و كسر دوم دلتنگ و خشمگين
( 19 ) - خلل : بفتح اول و دوم پريشانى و نابسامانى و نقصان
( 20 ) - عاقبت اينك پيدا مىآمد : پايان كار اكنون ظاهر مىشد ، به كار رفتن قيد اكنون با ماضى استمرارى
( 21 ) - طرفهتر : بضم اول و سكون دوم شگفتتر
( 22 ) - فرودنمىايستاد : دست بازنمىداشت
ص 895
( 1 ) - معنى جمله : تقدير پروردگار بزرگ در كمينگاه بانتظار بود
( 2 ) - گذاره : بضم اول عبور ، اسم مصدر
( 3 ) - بدانكه : بدانكه ، يقين دان كه
( 4 ) - پنج آب : نگاه كنيد به صفحهء 630 شمارهء ( 19 )
( 5 ) - اوهام : بفتح اول و سكون دوم گمانها جمع وهم
( 6 ) - خواطر : بفتح اول و سر چهارم جمع خاطر بمعنى انديشه و ادراك و فكر
( 7 ) - بازگردد : راجع شود و منتهى گردد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 204 شمارهء ( 5 )
( 8 ) - بيرون پرده : خارج سراپرده و اندرون
( 9 ) - مىفراز كردند : وامىداشتند ، تقديم پيشوند « مى » براى تأكيد و استمرار است
( 10 ) - بو القاسم دبير : بو القاسم حاتمك ، نگاه كنيد به صفحهء 493
( 11 ) - شرط نيست : رسم نيست و درست و جايز نباشد ، حافظ فرمايد :
بر بساط نكتهدانان خودفروشى شرط نيست * يا سخن دانسته گو اى مرد بخرد يا خموش
( 12 ) - اميرك بيهقى : از دبيران است كه صاحب بريد بلخ يكبار شده بود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 255 شمارهء ( 3 )
( 13 ) - آزار : رنجش
( 14 ) - راست ايستاد : درست شد و اصلاح پذيرفت
( 15 ) - امير سعيد : شاهزاده سعيد فرزند مسعود
( 16 ) - معنى جمله : سلطان در اندرونى بود
( 17 ) - پيش تا : پيش از آنكه
( 18 ) - ساخته بودند : قرار گذاشته و ترتيب داده بودند
( 19 ) - رواق : بكسر اول پيشخانه يا پيشگاه خانه - پيش رواق يعنى پردهء پيش رواق يا چيزى مانند آن كه برمىداشتند و فرومىگذاشتند
( 20 ) - طارم : عمارت گنبدى