( 22 ) - درهم شده بودند : در هم آميخته بودند
( 23 ) - استاخى : بضم اول و سكون دوم گستاخى
( 24 ) - خداوند سلطان : خدايگان پادشاه مراد سلطان مسعود
( 25 ) - قاضى صاعد را : براى بزرگداشت قاضى صاعد ، را حرف اضافه
( 26 ) - بنشست : قاضى بر بالش جلوس كرد
ص 885
( 1 ) - ديگر : پس از اين ، قيد
( 2 ) - داد ده : داد كن و عدالت بورز و انصاف بده
( 3 ) - يله مكن : بفتح اول رها مكن و مگذار
( 4 ) - بيدادى : ستم و ستمگرى ، اسم مصدر ، مركب از بيداد ( صفت ) + ى مصدرى - بيدادگاه صفت است و گاه اسم
ملك ويران و گنج آبادان * نبود جز طريق بيدادان
( نقل از صفحهء 77 مرزباننامه ، بكوشش نگارنده )
( 5 ) - نيز : ديگر و از اين پس
( 6 ) - علم خواندن : دانش آموختن و مطالعه كردن
( 7 ) - با : حرف اضافه بمعنى به
( 8 ) - نو : تازه كار و ناآزموده
( 9 ) - غريب : ناآشنا و بيگانه از آداب و رسوم
( 10 ) - تازيكان : جمع تازيك كه همان تاجيك است و در نزد تركان معنى « ايرانى » در مقابل ترك دارد ، براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به صفحهء 7 شمارهء ( 22 )
( 11 ) - ولايت : بكسر اول حكومت
( 12 ) - جبه : بضم اول و تشديد دوم جامهء گشادى كه روى جامهها مىپوشيدند
( 13 ) - دراعه : بضم اول و تشديد دوم بالاپوش فراخ ، جبهء پيشباز
( 14 ) - راست كرده بود : فراهم ساخته و درست كرده بود ، فردوسى فرمايد :
ز بهر جوان اسب تازى بخواست * همان جامهء خسروى كرد راست
( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 15 ) - استام زر تركىوار : بكسر اول و سكون دوم سازوبرگ اسب زرين تركانه ، تركىوار مركب از ترك و ياى نسبت و پسوندوار ، مفيد معنى مشابهت و همانندى ، صفت استام
( 16 ) - سياهپوش : مير شب و مهتر پاسبانان و داروغه و شهربان
( 17 ) - سخت هول : سخت هائل و بامهابت
( 18 ) - معنى جمله : كه طغرل سلجوقى را به پادشاهى او مىنشاند
( 19 ) - بنده :
اشاره به رئيس بريد نشابور است بو المظفر جمحى كه اين گزارش را فرستاده است ، نگاه كنيد به صفحهء 881
( 20 ) - در حال : در زمان و در وقت و بىدرنگ
( 21 ) - تا : حرف ربط بمعنى از آنگاه كه
( 22 ) - مىبوده است : ماضى نقلى مستمر
( 23 ) - حق : ثابت و راست و درست
( 24 ) - باطل : محو و ناچيز و نادرست
( 25 ) - ركاب عالى : مجازا موكب عالى ، ركاب بكسر اول در سياق فارسى بمعنى اسب سوارى خاصه
( 26 ) - بحاصل شود : همانا حاصل آيد ، پيشوند « به » براى تأكيد است
( 27 ) - احماد تمام : بكسر اول و سكون دوم ستودن كامل
( 28 ) - نيك انديشه دارد : خوب مراقبت كند
( 29 ) - مصرح : بتصريح و آشكارا ،