براى امير
( 4 ) - به سراى فرودرفت : به اندرونى رفت ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 622 شمارهء ( 20 ) و صفحهء 626 شمارهء ( 8 ) و صفحهء 623 شمارهء ( 3 )
( 5 ) - خواب نبينند : به كنايه مراد اينست كه انديشهء خام و خيال باطلى نكنند و سودائى نپزند ، تقديم فعل براى تأكيد است
( 6 ) - بربطى : بربطنواز نظير چنگى بمعنى چنگ زن ، صفت - بربط ساز معروف كه برخى گويند همان عود است - بربط كلمه فارسى است معرب مركب از « بر » بمعنى سينه و بط مرغابى چه هيئت آن به سينهء مرغابى و گردن آن ماند ( لغتنامه بنقل از مفاتيح العلوم خوارزمى ) مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند كلمهء « بشنودى » را ندانستم شايد « نسوى » بوده است
( 7 ) - بستاخ : بضم اول و سكون دوم گستاخ و بىپروا
( 8 ) - دو بيت : چهار مصراع نخستين شعر را گويند كه خوانندگان در آغاز سرود مىخوانند ( لغتنامهء دهخدا بنقل از فرهنگ شعورى ) - دو بيتها شايد دوبيتيها باشد بمعنى ترانهها و رباعيها ، منوچهرى گويد :
چون قدح گيريم از چرخ دوبيتى شنويم * به سمن برگ چو مى خورده شود لب ستريم
( نقل از لغتنامه دهخدا )
( 9 ) - جداگانه : على حده و تنها
( 10 ) - عرض كردند : سان دادند
( 11 ) - مقطع : ظاهرا مقطع از تقطيع به معناى تقسيط است و معنى عبارت آن است كه مواجب لشكر را يك جا و بدون تقسيط تعيين كردند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 12 ) - دكان : بضم اول سكو و تختگاه
( 13 ) - به تعبيه : با سازوبرگ و آراسته و آماده ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 746 شمارهء ( 9 )
( 14 ) - دو نماز : نماز ظهر و عصر
( 15 ) - تاريخ . . . : تاريخ سال 430
( 16 ) - سراى پرده بيرون بردند : رسم بوده است كه چون پادشاه عزم سفر مىكرد ، پيش از حركت سراپرده ( چادرشاهى ) را بر آن سمت برمىافراشتند ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 11 شمارهء ( 3 )
( 17 ) - معنى جمله : سراپرده را بر تختگاه ( سكوى ) پشت باغ فيروزى ( سرابستان سلطان محمود ) برپا كردند
( 18 ) - امير سعيد : شاهزاده سعيد فرزند مسعود
( 19 ) - ماند : اقامت كند
( 20 ) - اميرى : امارت و حكومت
( 21 ) - صاحب ديوان : عهدهدار عايدات شهر
( 22 ) - صاحب بريد : رئيس دستگاه چاپار و رساندن اخبار
( 23 ) - آلت شهريارى : اسباب سلطنت
ص 888
( 1 ) - عبارت « همچنان حاجبان و دبيران و نديمانش را » بغلط تكرار شده است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 2 ) - سراى حرم : حرمسرا يا اندرونى و سراى زنان
( 3 ) - ناى : نام قلعهاى كه مسعود سعد سلمان در آن قلعه محبوس بوده ( لغتنامه دهخدا ) و در حاشيه ذيل ناى آمده است « مرحوم رشيد ياسمى در مقدمهء ديوان مسعود آرد . . . مكان