مواردى ازين مراسم هست . خود اين بحضور خواندن هم افتخار و احترامى براى رسولان محسوب مىشده است
( 10 ) - خواستند كه كنند : خواستند كردن
( 11 ) - بندگى نمودند :
اظهار چاكرى كردند
( 12 ) - هنر : لياقت و كفايت و توانائى تن و روان ، فردوسى فرمايد :
نخست آفرين كرد بر دادگر * كزويست نيرو و فر و هنر
( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 13 ) - ماندهايم : ماضى نقلى بجاى مىمانيم ( فعل مضارع )
( 14 ) - مهرگان : نام روز شانزدهم از هر ماه شمسى و بنا بر قاعدهء كلى كه ميان مغان . . . متعارف است كه چون نام ماه و روز موافق آيد آنروز را عيد كنند ، اين روز را ازين ماه به غايت بزرگ و مبارك دانند و جشن سازند و عيد كنند و به مهرگان موسوم دارند ( نقل باختصار از برهان قاطع )
( 15 ) - باذن . . . :
به دستورى و اجازهء خداوند توانا و بزرگ
( 16 ) - ذوالقعده : بفتح يا كسر قاف نام ماه يازدهم از ماههاى سال قمرى
( 17 ) - از حد و اندازه گذشته : بيش از قياس ، صفت نثارها و هديهها
( 18 ) - عشوه : بكسر اول فريب
( 19 ) - محال : بضم اول خطا و باطل و نادرست
( 20 ) - بادى عظيم : غرورى بسيار مجازا
ص 716
( 1 ) - شدم : رفتم ( نزد سلجوقيان )
( 2 ) - در ايشان دميدهاند : سلجوقيان را وسوسه كردهاند و فريب دادهاند
( 3 ) - استخفاف : خوار و سبك و خفيف شمردن ، مصدر باب استفعال
( 4 ) - كلاه . . . به پاى بينداختند : كلاههاى دو گوشهء خلعتى را براى اهانت از سر برداشته زير پا افكندند
( 5 ) - بجد : جدا يا براستى و درستى ، متمم قيدى - جد بكسر اول و تشديد دوم درستى در كار و كوشيدن و ضد هزل
( 6 ) - چه محال مىگوئى : سخن باورنكردنى مگوى ، استفهام مجازا مفيد نهى
( 7 ) - بازنمودن : اظهار كردن و هويدا ساختن
( 8 ) - مىبرود : همانا مىرود ، فعل مضارع مؤكد
( 9 ) - بارى : خلاصه
( 10 ) - نه همانا . . . خلاف آيد : همانا مخالفت پديد نيايد ، تقديم حرف « نه » براى تأكيد نفى است
( 11 ) - به واجبى : به حكم وجوب و به سزا ، متمم قيدى
( 12 ) - علف : بفتح اول و دوم خورش مردم و ستوران
( 13 ) - دشخوار :
بضم اول و سكون دوم دشوار
( 14 ) - هزار سوار تفاريق : هزار سوار از دستههاى متفرق سپاه يا سواران چريك و غير منظم - تفاريق : بفتح اول جمع تفريق
( 15 ) - مردم بسيار :
گماشتگان و حواشى و لشكريان
( 16 ) - قاين : بكسر سوم قصبهء مركزى شهرستان بيرجند است . . . ( نقل از لغتنامه )
( 17 ) - يله كنيم : بفتح اول بفرستيم و مستقر كنيم
( 18 ) - همگنان : بفتح اول و سكون دوم و كسر سوم همگان
( 19 ) - يوم . . . : روز يكشنبه نوزدهم ذىالقعده
( 20 ) - سلخ : بفتح اول و سكون دوم پايان ماه
( 21 ) - بون و بغ و بادغيس :
نام سه ولايت است ، بون و بغ يكبار در همين مورد در تاريخ بيهقى آمده است و در لغتنامه و حواشى مرحوم دكتر فياض ذكرى از آنها نرفته است - بادغيس : ناحيهايست مشتمل بر