ص 484
( 1 ) - معنى دو جمله : خوارزمشاه حق ما را ادا كرد و تا پاى جان ايستادگى كنيم و حمله بريم
( 2 ) - جناح :
بفتح اول كنارهء لشكر ، آن گروه كه هر دوسوى لشكرند
( 3 ) - ميمنه : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم سوى راست ، خلاف ميسره ( سوى چپ ) - ميسره بر وزن ميمنه است
( 4 ) - ساقه :
بازپسينان لشكر ، خلاف مقدمه ، يكى از پنج ركن سپاه ( مقدمه ، قلب ، ميمنه ، ميسره و ساقه )
( 5 ) - برابر طليعه : شايد بر اثر طليعه يعنى بدنبال طليعهء خود و براى تقويت آن ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 6 ) - پاياب : آبى كه پاى بر زمين آن رسد و از آنجا پياده بتوان گذشت بر خلاف غرقاب ( برهان قاطع )
( 7 ) - داشت : ظاهرا مصحف « نداشت » بايد باشد بقرينهء « مخوف بود »
( 8 ) - دورادور : از دور ، با فاصلهء زياد
( 9 ) - بنه : بضم اول بار و اسباب و زاد و توشه
( 10 ) - مشغولى : نگرانى و اضطراب و پريشانى خاطر
( 11 ) - تاخت :
بمعنى متعدى آن ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ، روانه كرد
( 12 ) - اميرك : اميرك بيهقى كه صاحب بريد بود و ذكر آن گذشت
( 13 ) - مشاهد : ناظر ، اسم فاعل از مشاهده
( 14 ) - بجاى آوردند : تشخيص دادند ( كه على تگين است )
( 15 ) - آويزش : جنگ ، اسم مصدر از آويختن بمعنى به جنگ پرداختن
( 16 ) - بگذشتند : از آب گذاره كردند - پس از اين در خبر وزارت احمد عبد الصمد خواهد آمد كه تاش درين جنگ كشته شده است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
ص 485
( 1 ) - مىآويختند : به جنگ مىپرداختند
( 2 ) - انبوهتر : بسيارتر و بيشتر ، قيد براى روى نهاد
( 3 ) - هزيمتيان : جمع هزيمتى بمعنى شكست خورده و هزيمتشده
( 4 ) - قلعتى كه :
آن قلعه كه ، ياى آخر قلعت ياى تعريف است و « كه » موصول - مراد از سنگهاى قلعه در اينجا سنگهايى است كه با منجنيق از بالاى ديوار دژ و باره افكنند
( 5 ) - قوم : يعنى مردمى را كه بر بنه و ساقه گماشته بود ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 6 ) - و هزيمتيان . . .
بداشته ، اين جمله شايد در اصل پس از عبارت « تا خللى نيفتاده بود » جاى داشته است و كاتبى از مشابهت « هيچ خللى نيفتاده بود » با آنجا باشتباه افتاده و جمله را به اينجا آورده است . به اين فرض عبارت چنين مىشود : احتياط كرده بودند تا خللى نيفتاده بود و هزيمتيان را دل داده ( عطف به : كرده بودند ) و بجاى خويش بداشته ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 7 ) - كمين : بفتح اول گروهى كه به قصد دشمن در جنگ پنهان نشينند
( 8 ) - ساخته :
مجهز و آماده و آراسته
( 9 ) - پگاه : صبح زود و سحر
( 10 ) - فيصله كرده آيد : حل و فصل شود و به پايان برده آيد - فيصله : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم ، مأخوذ از فيصل عربى است ( فيصل بمعنى حكم كه حق و باطل جدا كند ) و در مأخذ لغت عرب استعمال و