- دشمنان كينه توز
امام عليه السلام در ميان مسلمانان ، دشمنان كينه توزى داشت كه در طول جنگها ، پدران ، برادران و بستگان آنان را كشته بود ، از آن روز آنان دشمنى و كينهء او را سخت به دل داشتند .
در چنين موقعيتى ، هر گاه امام عليه السلام از طريق قيام مسلحانه در صدد گرفتن حق خويش برمى آمد ، آنان به ترويج دروغ و نفاق مىپرداختند و مىگفتند : على عليه السلام بين مسلمانان شكاف انداخته و به نام دين بر ضدّ آن حضرت پيكار مىكردند . نتيجهء اين پيكار امور ذيل بود :
* ممكن بود امام عليه السلام در نخستين لحظات جنگ ، بسيارى از عزيزان و ياران خودرا از دست بدهد بدون اينكه حقّ به جاى خود بازگشته باشد .
* دركنار ضايعهء فوق طبعاً بسيارى از مخالفان نيز كشته مىشدند . در نتيجه ، قدرت مسلمانان درمركز رو به ضعف مىگراييد .
* بر اثر پيدايش ضعف مركزى ، قبايل دور دست كه اسلام در دلهاى آنان كاملًا رسوخ نكرده بود به صف مرتدان مىپيوستند و چه بسا بر اثر قدرت آنان و ضعف رهبرى درمركز ، چراغ اسلام به خاموشى مىگراييد .
انجام بيعت
اكثر مورخان نوشتهاند كه حضرت على عليه السلام تا پس از رحلت فاطمه عليه السلام با ابوبكر بيعت نكرد . « 1 »
با از دست دادن فاطمه عليه السلام و مشاهدهء بى اعتنايى مردم و وضع پريشان مسلمانان ، با ابوبكر بيعت كرد ولى خاطرات تلخ اين روزها را هيچگاه ازياد نبرد ، و پيوسته از آن روزها شكايت مىكرد .
« . . . فَرَايْتُ انَّ الصَّبْرَ عَلى هاتا احْجى فَصَبَرْتُ وَ فِى الْعَيْنِ قَذَى وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً »
براى من روشن بودكه - به حكم عقل و وظيفهاى كه به عهده داشتم - چارهاى
هامش
( 1 ) - براى آگاهى بيشتر مراجعه شود به اسد الغاية ، ج 3 ، ص 222 ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 126 ، استيعاب ، ج 2 ، ص 244 ، التنبيه و الاشراف ، ص 250 و الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 20