خدمات من بود ؟ » .
سپس به امام مجتبى عليه السلام فرمود :
« پسرم ! با اسيرت مدارا كن و نسبت به او رئوف و مهربان باش .
. . . از هر چه مىخورى و مىنوشى به او نيز بخوران . اگر مُردَم ، به قصاص خونم او را بكش ولى مُثْلَهاش مكن ؛ زيرا شنيدم پيغمبر صلى الله عليه و آله مىفرمود :
« حتى سگ گزنده را مُثْلَه مكنيد . » و اگر زنده ماندم ، خود مىدانم با او چه كنم .
و من از هركس سزاوارتر به عفو هستم ؛ زيرا ما خاندان ، گنهكار را مىبخشيم و بزرگوارى مىورزيم » « 1 »
امام حسن عليه السلام پدر را به خانه برد و مردم با گريه و فرياد او را بدرقه مىكردند چندان كه نزديك بود جانشان به لب رسد .
امام مجتبى عليه السلام گروهى از پزشكان ، از جمله « اثيرِ بنِ عَمْرو سَكُونى » را كه ماهرتر از همه بود ، دعوت كرد . وى جگر تازهء گوسفندى را خواست و رگى از آن را به جراحتِ سر مبارك امام عليه السلام نشاند و بيرون آورد . ديد سفيدى مغز بر آن نشسته و ضربت تا مغز سرايت كرده است . اثير گفت : « اى اميرمؤمنان ! وصيّتى اگر دارى بكن » « 2 »
آن حضرت فرزندانش را به مكارم اخلاق وصيّت فرمود ، و درسهاى ارزندهاى از زندگى به آنان همهء مسلمانان آموخت . سپس امر خلافت پس از خود را به فرزند بزرگوارش امام حسن عليه السلام واگذارد . و ديگر فرزندانش و بزرگان خاندان و پيروانش را بر اين امر ، گواه گرفت ، و كتاب و سلاحش را به وى تفويض كرد .
امام عليه السلام چون از وصايايش فارغ شد ، علايم مرگ را احساس كرد و به تلاوت قرآن پرداخت . آخرين آيهاى كه خواند اين آيه بود :
« فَمَنْ يَعْمَلْ مَثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ و مَنْ يَعْمَلْ مُثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ » . « 3 »
سرانجام در روز 21 ماه رمضان ، سال چهلم هجرى ، در حالى كه 63 سال از عمر شريفش مىگذشت ، روح پاك و مطهّرش از اين جهان پرواز كرد و به عالم بقاء رهسپار
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 42 ، ص 287
( 2 ) - مقاتل الطالبين ، ص 23
( 3 ) - زلزال ، آيه 6 .