دادهايد ! ؟ چرا وقتى به جهاد دعوتتان مىكنم چشمانتان مىگردد ؟ گويى به حال مرگ هستيد . انگار كه دلهاتان آشفته است كه نمىفهميد و چشمانتان بسته است كه نمىبينيد . آفرين بر شما كه به هنگام فراغت شيران بيشهايد ، ولى وقتى به جنگ فراخوانده مىشويد روبهان گريزان را مىمانيد ! من به شما اعتماد ندارم . » « 1 »
نصب مالك به استاندارى مصر
« مالك اشتر » يكى از سران با نفوذ و فرماندهان قدرتمند اميرمؤمنان عليه السلام و از ياران آن حضرت بود . وى پس از قتل عثمان ، نخستين كسى بود كه با اميرمؤمنان عليه السلام بيعت كرد و با ناراحتى گفت :
« آيا پس از سه نفر باز هم حاضر نيستى زمام امر را به دستگيرى ؟ » « 2 »
روز بعد در حضور مردمى كه براى بيعت به مسجد آمده بودند ، گفت :
« اين وصىّ پيامبران ، وارث علم انبياء ، كسى كه آزمايشش بزرگ بوده ، كتاب خدا به ايمان او و رسول خدا به بهشت رضوان شهادت دادهاند . كسى كه فضائلش به مرحلهء كمال رسيده است و در سابقهء نيك و دانشش ، گذشتگان و آيندگان شك نكرده و نخواهند كرد . بپاخيزيد و با وى بيعت كنيد ! » « 3 »
و پس از آن در تمام صحنهها با دلاورى بىنظير خود در كنار اميرمؤمنان عليه السلام حضور داشت . نفوذ و تأثير سياسى او را نيز مىتوان از فرمانى كه امام عليه السلام هنگام نصب او به حكومت مصر نوشت و نيز از نامههاى آن حضرت خطاب به او و مراكزى كه فرمانروايى آنجا را بر عهده گرفت ، به دست آورد . « 4 »
پس از جنگ صفّين و جريان حَكَميّت بر اثر ضعف تدريجى و تشتّتى كه در سپاه عراق پديد آمد مردم - به ويژه در نقاط دور دست - كم كم نشاط خود را در پايدارى و جنگ با
هامش
( 1 ) - كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 349 ، تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 90 ، الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 129 ، و الغارات ، ج 1 ، ص 35
( 2 ) - الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 47
( 3 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 179
( 4 ) - مالك ، پيش از عهده دارى استاندارى مصر ، والى موصل ، نَصيبين ، دارا ، سِنْجار ، آمِدْ ، هيْت و عانات بوده است ( شرح نهج البلاغه ، ناصر مكارم ، ج 3 ، ص 455 . )