تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام در عصر امامت امام على ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
تن‌پرورى و راحت‌طلبى را پيشهء خود ساخته‌اند ، مشاوران خود از قبيل : « عمروعاص ، صحّاكِ بن قَيْس و بُسْرِ بنِ ارْطاة و ابُوالاعْوَرِ سُلَمّى » را به حضور طلبيد و با آنان به شور نشست . سرانجام بر اين توافق كردند كه با اعزام سپاهيان به قلمرو حكومتى اميرمؤمنان عليه السلام آنها را تحت تسلّط خود در آورند . و از آنجا كه مصر از اهمّيت ويژه‌اى برخوردار بود ( زيرا به شام نزديكتر بود تا عراق و اكثر مردم آن ديار از مخالفان عثمان بودند ، و از اين جهت معاويه از آنجا نگران بود . علاوه بر اينها مىتوانست در صورت تسلّط بر مصر از افزونى ماليات و نيروى انسانى آنجا بر ضدّ اميرمؤمنان عليه السلام بهره جويد ) در صدد بر آمد تا با استفاده از عناصر طرفدار عثمان در مصر ، لشكركشى را از آنجا آغاز نمايد . قبل از اعزام نيروى نظامى ، نامه‌اى به ياران خود از قبيل : « مِعاوِيةِ بنِ حُدَيج » و « مُسْلَمَةِ بنِ مُخَلَّد » نوشت و يادآور شد سپاه انبوه من به زودى به ياريتان خواهد شتافت . « 1 » سپس سپاهى در حدود شش هزار نفر به فرماندهى « عمروعاص » - كه از مدّتها هواى فرمانروايى مصر را در سر مىپروراند - به مصر اعزام كرد . هواداران عثمان نيز از بصره به وى پيوستند . عمروعاص پيش از ورود به شهر ، نامه‌اى به « مُحمَّدِ بنِ ابىبكر » نوشت و از وى خواست قبل از آنكه به دست سربازان شام كشته شود از مقام خود كناره‌گيرى كند و مصر را ترك گويد . « محمّد » نامهء « عمروعاص » را به ضميمهء نامه‌اى كه معاويه برايش نوشته بود و همچنين نامه‌اى كه خود نوشته بود براى امام عليه السلام فرستاد و از آن حضرت يارى خواست . حضرت امير عليه السلام در پاسخ نامهء محمّد ، او را به پايدارى و لزوم محافظت از شهر ، توصيّه كرد و دستور داد : « كَنانَةِ بنِ بِشْر » را كه فردى آزموده و با تجربه و جنگجوست به سوى مهاجمان بفرستد و افزود : من نيز مردم را بر هر مركبى سوار كرده به سويت مىفرستم . « 2 »
هامش
( 1 ) - شرح ابن ابىالحديد ، ج 6 ، ص 81 ( 2 ) - الغارات ، ج 1 ، ص 276 - 280 ، شرح ابن ابىالحديد ، ج 5 ، ص 82 - 85 و كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 356
تاريخ اسلام در عصر امامت امام على ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 170 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى