نشان دهد مراقب اوضاع و حركات امام عليه السلام است ، دست به چنين اقدامى زد .
شايد بتوان گفت : عامل تحريك معاويه - براى استفسار از شايعات نقض آتش بس - اشعث بوده است ؛ كسى كه به قول ابْنِ ابىالحديد معتزلى : منشأ هرگونه فساد و تباهى در حكومت على عليه السلام و عامل هرگونه اضطراب و نگرانى براى مسلمانان بود « 1 » و امام عليه السلام او را منافق پسر كافر خوانده است . « 2 »
مسألهاى كه اين احتمال را تقويّت مىكند اين كه وى همزمان با رسيدن پيامى از شام براى اميرمؤمنان عليه السلام و برحذر داشتن آن حضرت از مخالفت « قرارداد » نزد اميرمؤمنان عليه السلام رفت و درحالى كه عدّهء زيادى در خدمت امام عليه السلام بودند گفت : مردم نقل مىكنند كه شما تحكيم را گمراهى دانسته و پايدارى بر آن را موجب كفر مىدانيد . « 3 »
اميرمؤمنان عليه السلام لازم ديد براى تكذيب شايعات و روشن كردن افكار مردم به مسجد رود و خطابهاى ايراد نمايد . آن حضرت در ضمن سخنانش فرمود :
« هر كس گمان كرده من از پيمان حكميّت منصرف شدهام دروغ گفته است و هر مسلمانى تحكيم را موجب گمراهى بداند خود گمراهتر است . » « 4 »
هنوز سخن امام عليه السلام به پايان نرسيده بود كه فريادى از گوشه مسجد برخاست : اى على ! افراد را در دين خدا شريك قرار دادى . « لا حَكْمَ الّا للَّهِ » . به دنبال او فريادهاى « لا حَكْمَ الّا للَّهِ » فضاى مسجد را پر كرد . « 5 »
نتيجه تحريكات منافقين اين شد كه نه تنها خوارج به حال اول بازگشتند بلكه در كينه و عناد خود جدّىتر شدند . پس از پايان جلسه با خشم و نفرت بيش از پيش از شهر خارج شده ، به اردوگاه سابق خود بازگشتند .
هامش
( 1 ) - كُلُّ فَسادٍ كانَ فى خَلافَةِ عَلِىًّ عليه السلام وَ كُلُّ اضْطِرابٍ حَدَثَ فَاصْلُه الْاشْعَثُ : شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 279
( 2 ) - عَلَيْكِ لَعْنَةُ اللّاعِنينَ حائِكُ بْنُ حائِكٍ ! ، مُنافِقُ بْنُ كافِرٍ ، نهج البلاغه ، خ 19
( 3 ) - سيرة الائمة الاثنى عشر ، ج 1 ، ص 498 و شرح نهج البلاغه خوئى ، ج 4 ، ص 126
( 4 ) - سيرة الائمة الاثنى عشر ، ج 1 ، ص 489
( 5 ) - شرح نهج البلاغه خوئى ، ج 4 ، ص 127