خوانندگان قرآن در دل شب هستيد . آنگاه كه ديگران گمراه بودند ، شما مردم را به سوى حقّ دعوت مىكرديد . اگر پس از فرار باز نمىگشتيد كيفر بزرگى كه خداوند براى فراريان از جنگ مقرر داشته است گريبان شما را مىگرفت . « 1 »
. . . بايد بدانيد آن كس كه فرار مىكند ، خشم خدا را برانگيخته است و خويش را نابود مىسازد و مذلّت جاودان و ننگ ابدى و سيهروزى را براى خود فراهم مىنمايد . شخص گريزان نه بر عمرش افزوده مىشود و نه موجب رضامندى پروردگارش مىشود . پس مرگ ، بسى گواراتر از يافتن اين صفات ذميمه است . » « 2 »
چهرهء مالك در جنگ
« مالك اشتر » مردى بلند قامت و درشت استخوان و لاغر ولى بسيار قوى نيرومند بود « مُنْقِذ » و « حِمْيَرْ » ( فرزندان قيس ) دربارهء مالك گفتگو مىكردند . منقد گفت : اگر قصد مالك چون عملش باشد در ميان عرب همتايى ندارد . « حمير » گفت : عمل او بيانگر نيّت ( خالصانهء ) اوست . « 3 »
« مالك » غرق در سلاح بود ؛ چندان كه شناخته نمىشد . شمشيرى يمانى به كف داشت كه هرگاه در دست او مىچرخيد گمان مىرفت كه در آن ، آبى جارى مىجوشد و هر زمان هوا را مىشكافت پرتو آن چشمها را خيره مىساخت . « 4 »
« ابْن جُمْهان » ، وقتى ديد آتش از شمشير او مىبارد و بهتآور به دشمن مىتازد ، از پيكارش در شگفت ماند . به وى گفت : « خداوند ، در برابر اين فداكارى در راه دفاع از اميرمؤمنان عليه السلام و مسلمانان به تو پاداش خير دهد . » « 5 »
« مالك » به همراه هَمْدانيان بر صفوف پنجگانهاى كه چون حصارهايى معاويه را در محاصرهء خود در آورده بودند و در اين راه با او پيمان مرگ بسته بودند ، يورش برد ، و موفّق شد چهار صف را درهم شكند . « 6 »
هامش
( 1 ) - شايد اشاره به آيه 14 و 15 از سوره أنفال باشد كه خداوند مىفرمايد
( 2 ) - وقعه صفين ، ص 256 ، كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 304 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 25 و شرح ابن ابىالحديد ، ج 5 ، ص 204
( 3 ) - وقعه صفين ، ص 254 - 255
( 4 ) - همان مدرك
( 5 ) - همان مدرك
( 6 ) - كامل ابن اثير ، ص 302 و تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 24