تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
عمروبن حريث ، استاندار كوفه ، را اخراج نمودند و داعيان وطرفداران ابن‌زبير مردم را به بيعت با او دعوت كردند . ابن‌زبير نيز عبداللَّه‌بن‌يزيد انصارى رابه استاندارى كوفه منصوب نمود و ابراهيم‌بن‌طلحه را به عنوان مشاور ، معاون و خزانه‌دار بيت‌المال او انتخاب كرد . ياران سليمان همچنان بر تصميم خود به جمع‌آورى قوا و سلاح مشغول بودند كه در اين بين ، مختار از حجاز به كوفه آمد . او نيز با داشتن مأموريّت از طرف محمد حنفيّه مردم را به خون‌خواهى امام‌حسين عليه السلام و قيام بر ضدّ امويان دعوت كرد جمعى از ياران سليمان از او جدا شدند و به گروه مختار پيوستند و معتقد بودند كه سليمان پيرمردى كهنسال است و در فنون جنگ سر رشتهء آن چنانى ندارد و ما را به كشتن خواهد داد . عبداللَّه بن يزيد كه اوضاع را آن‌چنان آشفته ديد . و از اهداف مختار و سليمان آگاه شد ، با خود گفت : سليمان به ما كارى ندارد ، قصد او جنگ با حكومت شام و انتقام گرفتن از خون امام‌حسين عليه السلام است . خداوند آن‌ها را مشمول رحمت خود سازد . امّا خطر از ناحيهء مختار و گروه او است كه تصميم بر قيام در كوفه دارند . بنا بر اين ، پيش از هر چيز ، دستور داد مختار را دستگير كردند و به زندان انداختند و راه را براى حركت توّابين و خروج آنان از كوفه و حركت به سوى شام هموار نمود . حاكم كوفه اعلام داشت : اگر توّابين به ما كارى نداشته باشند ، ما هم به آنان كارى نخواهيم داشت و من هدف آنان را كه در صدد جنگ با ابن‌زياد هستند ، تأييد مىكنم و حتّى اگر صلاح بدانم ، آنان را يارى خواهم كرد . او سپس سخنانى در مذمّت ابن‌زياد و مظلوميّت امام‌حسين عليه السلام بر زبان راند و اعلام كرد كه ابن‌زياد را در محل سرپل منيج ديده‌اند كه قصد