تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
دعوت كرد و به سليمان پيام داد كه ما آمادهء حركت و مستعدّ يارى شماييم . سليمان نامهء ديگرى به مثّنىبن‌مخربه ، بزرگ شيعيان بصره ، نگاشت و او را در جريان كار گذاشت و از او استمداد خواست . مثّنى نيز پاسخ داده كه ما شيعيان بصره خداى را بر توفيق شما سپاس مىگزاريم و عزم شما را تأييد و به يارى شما خواهيم شتافت . وعدهء ما روز نبرد و محل معيّن . در ذيل نامه‌اش اشعارى را بدين مضمون نوشت : خوب بنگر و تأمّل كن ، من نزد تو خواهم آمد . با پرچم و نشان ، خود را نمايان مىكنم و بر بلندى ، نعرهء رعد آسا مىزنم . من در پذيرايى چيزى فرو نخواهم گذاشت و لجام اسب را رها ساخته ، با تهوّر تاخت مىكنم . تاخت و تاز من شديد و آن كه تحت فرمان من است هرگز ترس به خود راه نمىدهد . آتش‌افروز ، تنور جنگ را شعله‌ور خواهد ساخت . آن كه برادر و مورد اعتماد من است ، جز براى خدا شمشير نمىزند . و با ضربات شمشير خود بدون عذر و گناه خواهد بود . « 1 »

خلع استاندار كوفه و نصب استاندار جديد

پس از مرگ يزيد و آشكار شدن دعوت ابن‌زبير در حجاز ، مردم كوفه
هامش
( 1 )- تَبَصَّرْ كَأَنّى قَدْ اتَيْتُكَ مُعْلِماً * عَلى اتلَع الهادى اجَشَّ هَزيمِ طَويل‌ِالقَرا ، نَهدالسَواةِ مُقَلَّص * مُلِحٍّ عَلى فَأَس‌ِاللَّجام ازوُمِ بِكُلِّ فتىً لايَملأِ الرَّوعُ قَلبَهُ * مِحشٍّ لِنارِ الحَربِ غَيرِ سَؤُومِ اخى ثِقَةٍ يَنْوى الِالَهَ بَسَعيهِ * ضَروُبٍ بِنَصلِ الّسَيفِ غَير اثيمِكامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 159 - 162 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 558 .