بدين سان ، اهل مدينه براى ابراز تنفّر نسبت به قتل امامحسين عليه السلام توسّط يزيد و فاجعهء عاشورا و ردّ سياست اموى كه از روح اسلامى تهى بود ، شورش كردند . ولى فرونشاندن آتش خشم مدينه به معناى نابودى آن نبود ، بلكه پرچم جنبش به مكّه انتقال يافت و در آن شهر ، مردم قيام عظيمترى به راه انداختند .
ب - قيام در مكّه
انعكاس قيام عاشورا در مكّه و سخنرانى عبداللَّه ابنزبير
طبرى در تاريخش و ابناثير در كامل مىنويسد :
خبر شهادت امامحسين و فاجعهء كربلا مكّه را تكان داد . ابنزبير ، كه منتظر چنين فرصتى بود ، مردم را به گرد خويش جمع كرد و براى او بهترين موقعيّت در استفاده از احساسات مردم به نفع خويش بود .
او برخاست و خطبهاى ايراد نمود و رسماً قيام مكّه را بر ضدّ امويان اعلام كرد . او در سخنرانىاش ، كه ضمن آن مردم عراق ، خصوصاً كوفه ، را به شدّت سرزنش كرد ، پس از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر صلى الله عليه و آله چنين گفت : « . . . مردم عراق مردمى نابكار و مكّارند ، جز كمى از آنان ، و اهل كوفه ، بدترين آنانند . آنان حسين عليه السلام را دعوت كردند تا او را يارى دهند و به حكومتش رسانند . او به سوى آنان شتافت ، امّا آنان بر او شوريدند و پيشنهاد تسليمشدن او را به ابنزياد دادند يا در غير اين صورت ، با او به جنگ برخيزند .
به خدا سوگند ، با وجود آن كه حسين و يارانش در مقابل آنان اندك