تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
ودشمن وارد شهر شد . « 1 » مسعودى مىگويد : واقعهء عظيمى بود در كثرت خون‌ريزى ؛ حمّام خون به راه انداختند و مردم زيادى به شكل فجيعى قتل عام شدند و تعداد كثيرى از بنىهاشم و مهاجر و انصار و ساير مردم مظلومانه به دست عمّال يزيد به شهادت رسيدند . « 2 » آمادگى مردم مدينه براى رويارويى با سپاه جرّار و سازمان يافتهء دشمن كافى نبود . از اين رو آرزوى پيروزى و آزادى از حكومت امويان با شكست در جنگ حرّه و هتك حرمت آنان با تلفات و خسارات سنگين و جبران‌ناپذير خاتمه يافت . ابن اثير مىنويسد : نخستين واقعه ، كه در حرّه ( مدينه ) رخ داد ، خلع يزيد بود كه چون سال مزبور ( سال 63 ) رسيد ، اهالى مدينه عثمان بن محمد بن ابى سفيان را ، كه فرماندار يزيد بود ، از مدينه بيرون كردند و بنىاميّه را ، كه در مدينه ساكن بودند ، محاصره نمودند و با عبداللَّه بن حنظله بيعت كردند . بنىاميّه و هوادارنشان در خانهء مروان تحصّن نمودند و به يزيد نامه نوشتند و طلب كمك كردند و پيك آنان هنگامى به شام رسيد كه يزيد بر كرسى نشسته و پاى خود را در تشت آبى نهاده بود - زيرا به درد نقرس مبتلا بود - او وقتى نامه او را خواند ، به اين شعر تمثل جست :
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 69 ؛ البداية و النهاية ، ج 8 ، ص 223 . ( 2 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 69 - 70 ؛ تاريخ يعقوبى ج 2 ، ص 250 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 489 .