بازماندگان حادثهء عاشورا ، همان تأسّف عميق و تأثّر عظيم آنان از واقعه كربلا و شهادت مظلومانهء حسين بن على عليهما السلام و يارانش بود كه جايگاه خاصّى در قلوب مردم مدينه داشتند .
مسعودى مىنويسد :
چون دامنهء ظلم و جنايت و فسق و فجور يزيد به همه جا كشيده شد ، مردم به پا خاستند . در مدينه مركز وحى و پايگاه پيامبر صلى الله عليه و آله كه هنوز تعداد كثيرى از صحابه ، از مهاجر و انصار در قيد حيات بودند ، بيشتر نسبت به جنايات يزيد حساسيّت نشان مىدادند ، خصوصاً كشتن امامحسين عليه السلام ، فرزند دختر پيامبر ( ص ) ، و يارانش و فسق و فجور و شرابخوارى و حكومت فرعونى يزيد كه به سبب آن ، مردم دست به شورش زدند .
اين شورش ، زاييدهء عوامل چندى بود كه اهمّ آن عبارت بود از :
حادثهء عاشورا ، فساد دستگاه حاكم ، به عزلت كشاندن اين شهر از لحاظ سياسى توسط معاويه ، ظلم و جور كارگزارانى كه از سوى معاويه در آن مناطق حكومت مىكردند ، بدين علل ، آتش خشم و اعتراض مردم در حجاز شعله ور شد .
آنان در پى فرصتى مناسب بودند تا اهداف خود را عملى سازند و حادثهء كربلا عامل دگرگونى اوضاع شد . مردم سر به شورش نهادند . قيام كردند ، فرماندار يزيد به نام عثمان بن محمد بن ابىسفيان را از شهر بيرون راندند . و شوراى انقلابى موقّتى به رهبرى تنى چند از بزرگان مهاجر و انصار و تابعين ، حكومتى خودمختار تشكيل دادند .
مدينه موضع سازشناپذيرى گرفت و جز قيام عليه نظام اموى راه
پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 65
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
ص٦٥