خودش به محلى به نام « فيوم » رفت . » « 1 »
يحيى از خوف عمّال حكومت بهطور مخفيانه حركت مىكرد . شايد علّت رفتن او به كربلا تجديد عهد با جدّش امام حسين عليه السلام بوده است ؛ زيرا از زمان قيام توّابين تا عصر بنىعباس ، قبر امام حسين عليه السلام ميعادگاه انقلابيان و مجاهدان راه حق بود . آنان از تربت شهداى كربلا براى راه خود توشه برمىگرفتند و با سرور شهيدان عهد و پيمان مىبستند كه راه او را ادامه دهند .
ورود به مدائن
يحيى پس از مدّتى ، از نينوا به مدائن رفت . در آن زمان ، مدائن در مسير راه مسافرانى بود كه از عراق به طرف خراسان مىرفتند . خبر فرار يحيى از كوفه و رفتن او به نينوا و مدائن به يوسف بن عمر ، والى عراق ، رسيد . يوسف مردى به نام حريث بن ابى الجهم كلبى را براى دستگيرى يحيى به مدائن اعزام كرد ، ولى پيش از آن كه او به مدائن برسد ، يحيى از آن جا رفته بود و مأموران والى كوفه نتوانستند از او رد پايى بيابند و ناكام برگشتند . منزل يحيى در مدائن ، خانهء دهقانى از لهل مدائن بود .
حضور در رى و سرخس
يحيى پس از مدّتى ، خود را به رى رسانيد و از آن جا ، آهنگ سرخس نمود . در سرخس ، نزد يزيد بن عمرو تميمى رفت و از حكم بن يزيد ، كه يكى از سران بنى اسيد بن عمرو بود ، براى مبارزه با بنىاميّه دعوت به
هامش
( 1 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 104 .