تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
و اين بار با زيد عليه السلام چنين كردند . اين مردم دو رو و بزدل در رفتار با اميرالمؤمنين و امام حسن عليه السلام و مواردى ديگر نيز خوب از عهدهء امتحان برنيامدند . آنان در قيام زيد عليه السلام ، از تهديد يوسف‌بن‌عمر ، استاندار كوفه ، ترسيدند و در مسجد به محاصرهء دشمن تن دادند و خود را در مسجد زندانى كردند . حتّى در روز اول نبرد ، كه نيروهاى زيد عليه السلام دشمن را تار و مار نمودند و نيروهاى انقلاب تا در مسجد پيش آمدند و پرچم را بالا گرفتند و فرياد ياران زيد عليه السلام به گوش آنان رسيد ، اين مردم سست عنصر حركتى براى شكستن درهاى مسجد و پيوستن به زيد از خود نشان ندادند . اعمش ، فقيه كوفه ، در پاسخ به دعوت زيد عليه السلام ، كه او را به يارى خوانده بود ، گفت : « اگر ما سيصد نفر مرد قابل اعتماد در كنار تو مىيافتيم ، به ياريت مىآمديم و اوضاع را به نفعت دگرگون مىكرديم . » « 1 » او مردم كوفه را خوب مىشناخت و خيانت و نيرنگ آنان را خوانده بود . برخى از سران با نفوذ كوفه ، كه با زيد عليه السلام بيعت كردند امّا در روز نبرد به يارى او نيامدند ، عبارتند از : 1 - انس‌بن‌عمرو ازدى ؛ 2 - قيس‌بن‌ربيع و تعدادى از سران و رؤساى قبايل عراق . « 2 » زيد عليه السلام در بحران نبرد ، موقعى كه خيانت مردم كوفه را ديد ، به يار و معاون فداكارش ، نصربن‌خزيمه ، فرمود : « يَا نَصْر اتَخافُ انْ يَكُونُوا فَعَلُوها حُسَيْنِيَّةً » ( يعنى : نصر ، آيا مىترسى كه همان‌گونه كه با حسين عليه السلام كردند با ما نيز رفتار كنند ؟ ) « 3 » بسيارى بودند كه با زيد عليه السلام بيعت كردند ، امّا هنگام نبرد ، او را تنها
هامش
( 1 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 100 . ( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 183 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 101 . ( 3 ) - تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 184 .