گذاشتند . عيسى ، فرزند ارجمند زيد عليه السلام دربارهء مردم كوفه مىگويد : « من اعتمادى به مردم كوفه نسبت به بيعت آنان نديدم كه در موقع نبرد ، به آنان وفادار باشند . » « 1 »
مردمشناستر از اميرالمؤمنين عليه السلام كسى نبود . امام عليه السلام سالها در ميان مردم كوفه مانده و روحيّهء آنان را خوب تشخيص داده بود . حضرت در خطبهاى ، مردم كوفه را چنين توصيف مىفرمايد :
« اى اهل كوفه ، از كار شما به سه چيز كه داريد و دو چيز كه نداريد ، مبتلا و نگرانم : گوش داريد ، امّا كر هستيد ؛ زبان داريد ، امّا لال هستيد ؛ چشم داريد ، امّا كور هستيد .
امّا آن دو چيز كه نداريد : اول ثبات قدم احرار را در جنگ نداريد ؛ دوم در موقع سختى و گرفتارى ، مورد اعتماد نيستيد . تهى دست مانيد ! شما مانند شترهايى هستيد كه ساربانشان از آنها دور شده باشد . اگر از يك طرف جمعتان كنند ، از طرف ديگر پراكنده مىشويد . به خدا قسم ، گمان دارم كه اگر جنگ درگيرد ، از پسر ابوطالب جدا شويد ؛ همانند جدا شدن زائو از بچه ( در موقع زاييدن ) . » « 2 »
هامش
( 1 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 277 .
( 2 ) - « يَا اهْلَ الْكُوفَةِ ، مُنيتُ مِنْكمْ بِثَلاثٍ وَاثْنَتَيْنِ : صُمٌّ ذَوُو اسْماعٍ ، وَ بُكْمٌ ذَوُوكلامٍ ، وَ عُمْىٌ ذَوُو ابْصارٍ . لا احْرارُ صِدقٍ عِندَ الّلِقاءِ وَ لا اخْوانُ ثِقَةٍ عِندَ الْبَلاءِ . تَرِبَتْ ايْديكُمْ يَا اشْباهَ الابِلِ غابَ عَنْها رُعاتُها ، كُلَّما جُمِعَتْ مِنْ جانبٍ تَفَرَّقتْ مِنْ جانِبٍ آخَرَ وَاللَّهِ لَكأنّي بِكُمْ فيما اخالُ انْ لَّوْ حَمِسَ الْوَغى وَ حَمِىَ الضِّرابُ قَدِ انْفَرَجْتُمْ عَنِ ابْنِ ابي طالِبٍ انْفِراجَ الْمَرْأةِ عَنْ قُبُلِها . » ( شرح نهجالبلاغه ، علينقى فيضالاسلام ، ص 285 ؛ نهجالبلاغه ، تصحيح صبحى الصالح ، كلام 97 ، ص 142 . )