جنگ روز دوم عمدتاً در محلّهء سبخه جريان داشت . بنابراين روز دوم نبرد را « يوم السبخه » ناميدهاند .
در اين روز ، زيد عليه السلام همان اشعار حماسى جدّش امام حسين عليه السلام ، را به شكل رجز مىخواند و مىجنگيد . انقلابيان به شدّت تحت فشار بودند و تلفاتى نسبتاً زياد بر آنان وارد شده بود ، اما مقاومت مىكردند . در عصر اين روز ، دومين فرماندهء نيروهاى انقلاب ، معاويةبناسحاق ، از سرداران شجاع و نمونه ، به شهادت رسيد و ضربهاى سخت بر جبههء انقلاب وارد شد . ولى مردم ديدند زيد عليه السلام و يارانش به شكل عجيب و حيرتآورى ، به قلب دشمن حمله مىكنند و گويا همه دل به شهادت بستهاند . زيد عليه السلام همچون تند بادى شديد صفوف دشمن را در هم مىشكست و از كشته پشته مىساخت . « 1 »
شهادت زيد عليه السلام
عصر پنج شنبه ، دوم صفر 121 ه . ق آفتاب در حال غروب بود و دليرمردان مجاهد و رهبر قهرمان آنان ، زيد عليه السلام ، با همهء وجود مىجنگيدند كه ناگهان تيرى بر پيشانى زيد عليه السلام اين قهرمان خونخواه آل محمّد عليهم السلام ، اصابت كرد ؛ تير بسيار مهلك بود ، كار خود را كرد و قهرمان انقلاب ، ديگر نتوانست مقاومت كند و همانند جدّ مظلومش ، امام حسين عليه السلام ، با چهرهاى خونآلود از روى اسب بر زمين فرود آمد .
ياران پيكر تيرخوردهء رهبر خود را از صحنهء نبرد بيرون بردند . ديگر
هامش
( 1 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 442 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 2 - 141 ؛ شرح نهجالبلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 3 ، ص 287 .