درآورند و از غارت و چپاول افراد فرصتطلب جلوگيرى كنند .
روز چهارشنبه تا شب ، جنگ ادامه پيدا كرد و تقريباً نيروهاى انقلاب در همهء جبههها موفّق شدند . در تاريكى شب ، جنگ فروكش كرد و از دشمن تلفات زيادى بر جاى ماند . ابو معمر مىگويد : در آن روز ، بيش از دو هزار تن از نيروهاى دشمن به هلاكت رسيدند . « 1 »
ضربات كوبنده و تلفات سنگينى بر دشمن وارد گرديد . آنان شب را به مداواى مجروحان و دفن اجساد پرداختند .
روز پنج شنبه دوم صفر ، جنگ سهمگينى در انتظار شهر كوفه بود .
زيد عليه السلام در حالى كه زرهى آهنين بر تن داشت و قباى سفيدى زير آن پوشيده بود و بر سر كلاه خودى نهاده بود ، شمشير در دست ، ياران خود را براى ادامهء جهاد مهيّا ساخت . دشمن زخمخورده و انتقامجو نيز به سازماندهى نيروهايش پرداخت و ارتشى منظّم به فرماندهى عباسبنسعيد مزنى ، رئيس شهربانى شهر ، به طرف نيروهاى انقلاب ، كه در محلهء دارالرزق سنگر گرفته بودند ، يورش آوردند .
دو نيرو به شدّت درگير شدند . يوسفبنعمر ، استاندار كوفه ، مرتّب نيروهاى كمكى به ميدان مىفرستاد و لحظه به لحظه شعلههاى جنگ بيشتر زبانه مىكشيد . در اين روز ، نصربنخزيمه ، فرمانده لايق و افسر شجاع زيد عليه السلام ، به شهادت رسيد . شهادت او ضربهاى سخت براى ياران او بود . با وجود اين ، زيدبنعلى عليه السلام همچون طوفانى سهمگين ، ارتش دشمن را در هم مىنورديد و با ياران اندك خود ، چنان مردانه مىجنگيد كه تاريخ كمتر نظير آن را به ياد دارد .
هامش
( 1 ) - وقايع الايام ، شهر صيام ، ص 102 .