دار نهادند . در تاريخ آمده است كه مدّت چهار سال بدن مبارك زيد عليه السلام بالاى دار بود تا فرزندش ، يحيى ، قيام كرد و آن بدن مطهّر را به دستور وليدبنيزيد از دار پايين آوردند ، با آتش سوختند و خاكستر آن را بر روى رود فرات پاشيدند « 1 » تا كمترين اثرى از او نباشد . امّا هنوز هم مقام زيد عليه السلام در كوفه ، محلّ زيارت و مكان مقدّسى است ؛ همان جا كه بعدها شيعيان در محلّ سوزاندن بدن زيد عليه السلام بر آن بنايى ساختند كه تا امروز نيز مورد احترام و زيارتگاه دوستان خاندان پيامبر عليهم السلام است .
سر بريدهء زيد عليه السلام را به شام ، نزد خليفهء اموى بردند و او پس از چند روز ، سر را به مدينه فرستاد تا خاندان پيامبر عليهم السلام را بترساند و زهر چشمى از آنان بگيرد . والى مدينه سر زيد عليه السلام را جلوى قبر پيامبر صلى الله عليه و آله آويخت .
سرانجام سر را به مصر بردند و در محراب مسجدى دفن نمودند كه آن جا نيز زيارتگاه مهمىّ براى دوستان خاندان پيامبر عليهم السلام است . اين مسجد به نام « محرس الخصىّ » مشهور است . مردم خوشطينت و محبّان اهل بيت عليهم السلام در مصر ، هر هفته يكشنبهها شب و روز به آنجا مىروند و زيارت مىكنند . « 2 »
خبر شكست ظاهرى نهضت مقدس زيد عليه السلام و فاجعهء جانگداز وى و ياران فداكارش در تمام بلاد اسلامى آن روز ، موجب تأثر عميق مسلمانان انقلابى و بيدار شد و در تمام مجالس و محافل سياسى آن روز ، بحث از
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 188 - 189 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 97 و ص 98 ؛ انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 446 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 276 ؛ عمدةالطالب ، ابن عنبه ، ص 258 ؛ النجوم الزاهرة فى اخبار القاهره ، يوسفتغرى ، ج 1 ، ص 281 ؛ قاموس الرجال ، شيخ محمدتقى تسترى ، ج 4 ، ص 564 ؛ زيدالشهيد ، ص 164 - 165 .