سعدبنخيثم ، يكى از ياران زيد عليه السلام ، مىگويد : « روز نخست نبرد تعداد ما به حدود پانصد نفر رسيد و لشكر دشمن بيش از دوازده هزار نفر بود . » « 1 » گرچه در تعداد ياران زيد اختلاف است ، امّا بهطور مسلّم ، درصد كمى از بيعت كنندگان به ميدان رزم قدم نهادند .
دو لشكر در سپيدهدم روز چهارشنبه اول ماه صفر 121 ه . ق . با هم روبهرو شدند ؛ در يك جبهه ، فرزندى قهرمان از ذرّيّهء پيامبر صلى الله عليه و آله و از نسل حسين عليه السلام و جمعى از شيعيان وفادار و در جبههء ديگر ، لشكر كوفه و جمعى اندك از شاميان ساكن عراق به فرماندهى يوسفبنعمر و در يك كلام ، حق و باطل رو در رو قرار گرفتند .
زيد ، فرماندهء شجاع علوى ، از لشكر خود سان ديد ، ميمنه و ميسره و قلب لشكر را سامان داد ، خود فرماندهى كل را به عهده گرفت و پيش از شروع جنگ ، خطبه خواند و در ضمن آن ، ياران خود را به صبر و مقاومت دعوت نمود و به آنان متذكرّ شد كه به شيوهء امام اميرالمؤمنين عليه السلام در جنگ بصره و شام عمل كنند ؛ بر فراريان و زخميان و كسانى كه به خانهها پناه بردهاند ، حمله نكنند و مردانه بجنگند .
شيپور جنگ نواخته شد و لشكر حق و باطل به هم حملهور شدند .
فرياد « الله اكبر » و شعار « يا منصورُ امِت » ياران زيد در همه جا بلند بود .
نصربنخزيمه ، فرمانده لايق و فداكار زيد عليه السلام ، با ياران خود از هر طرف به دشمن يورش بردند . در نخستين حمله ، فرمانده ارتش دشمن به هلاكت رسيد و اين نخستين پيروزى نيروهاى انقلاب بود . ياران زيد عليه السلام دشمنرا تا درون شهر عقب راندند و جنگ در ميدانهاى شهر و مراكز حساس
هامش
( 1 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 95 .