محمّد بن عمر بن على بن ابىطالب ، كه وى را از قيام برحذر مىداشت ، چنين پاسخ داد : « اين مردم به من پناه آوردهاند . من اگر به درخواست و استغاثهء آنان توجّهى نكنم خود را در مقابل خدا مسؤول مىدانم ؛ من ديگر تحمّل اين همه ظلم را ندارم . مگر نمىبينى كه اينان ( عمّال حكومت ) چگونه مرا بازيچهء خويش قرار دادهاند ؛ گاهى به شام و گاهى به عراق و گاهى به حجاز مىكشانند ؟ و زورگويى ثقيف ( يوسفبنعمر ثقفى ، استاندار عراق ) مرا ملعبهء خويش قرار داده است ؟ » سپس به اشعارى تمسّك جست كه خلاصهء آن اين است : مرگ با عزت بهتر از زندگى در خوارى و ذلّت است . « 1 »
بيعت مخفيانه
زيد بن على عليه السلام بنا به دعوت مردم كوفه ، كه در آن زمان پرجمعيّتترين مركز اسلامى آن عصر بود ، وارد اين شهر شد . او در ماه شوّال 120 ه . ق .
به قصد قيام و نهضت بر ضدّ بنىاميّه به كوفه رفت و ابتدا مخفيانه در خانههاى امن دوستان مورد اعتماد منزل گرفت و مردم فوج فوج و به شكل سرّى با او بيعت مىكردند . « 2 » در آن زمان ، يوسفبنعمر ثقفى استاندار كوفه بود كه موقّتاً در شهر حيره اقامت گزيده بود . « 3 »
او هنگام بيعت ، هدف خود را چنين بيان مىكرد : « من شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبر او دعوت مىكنم كه به آن عمل كنيم و با ستمگران و
هامش
( 1 ) - شرح نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 287 ؛ الكامل فى التاريخ ، ابن اثير ، ج 5 ، ص 233 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 166 و 171 .
( 3 ) - همان ، ص 167 .