تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
عبدالله‌بن‌زبير ، دعوت مىكنيم . » امّا مذاكرات و پيشنهاد فايده‌اى نداشت . مصعب ، كه فرماندهى شجاع بود ، به لشكر خود فرمان حمله داد . دو نيرو به شدّت درگير شدند . نيروهاى مصعب ، به‌خصوص سواره نظام آنان ، بيش از نيروهاى مختار بود . جنگ شديدى در گرفت و از دو طرف ، جمع كثيرى كشته شدند . در اين نبرد ، ابن شميط ، فرمانده لايق ارتش مختار ، به شهادت رسيد و نيروهاى مختار شكست خوردند ، امّا تلفات سنگينى را نيز بر دشمن وارد كردند . خبر شكست نيروها به مختار رسيد ، سخت نگران شد و گفت : اى كاش ابراهيم اشتر اين جا بود . امّا ابراهيم در موصل مستقر بود و شايد يكى از اشتباهات مختار همين بود كه ابراهيم اشتر ، قهرمان فاتح خود را در جنگ بصره به همراه نداشت . شايد هم احتياجى نمىديد و دشمن را دست كم مىپنداشت . ولى قطعاً اگر مختار ابراهيم را از موصل احضار مىكرد و به جنگ با مصعب مىفرستاد ، نتيجهء پيروزى به نفع مختار بود . امّا تقدير چيز ديگرى بود . لشكر بصره به سوى كوفه هجوم آوردند و نيروهاى مختار هزيمت يافتند . در اين بين ، ابن كامل ، فرماندهء لايق ديگر مختار ، نيز به شهادت رسيد . خبر ناگوار شكست ، مختار را متوحّش نساخت ؛ بىدرنگ ، دستور داد شهر را سنگربندى كنند ، نيروها را سازمان‌دهى كرد و خود فرمان‌دهى آنان را برعهده گرفت . مختار به هيچ وجه تن به تسليم نداد و در مقابل ارتش بىرحم مصعب و منافقان كوفه ايستاد . شهر كوفه مجدّداً صحنهء جنگى خونين شد و همه جا را نيروهاى دو طرف احاطه كردند . نيروهاى مختار توانستند در