حملهاى جانانه تا چادر فرماندهى مصعب جلو بروند و تلفات سنگينى بر آنان وارد كنند كه ناگاه نيروهاى مهلب وارد عمل شدند . نيروهاى تازه نفس مهلب به ياران مختار حملهور شدند . برخى از ياران مختار تا پاى جان مقاومت كردند و جمعى هم فرار نمودند .
خستگى مفرط نيروهاى مختار و كثرت دشمن ، نيروهاى مختار را ناچار به عقبنشينى به داخل شهر كرد . عبدالدين عمرو نهدى ، از فرماندهان شجاع لشكر مختار ، مردانه جنگيد و فرياد زد : « خدايا ، من بر همان عقيدهام كه در جنگ صفين در كنار اميرالمؤمنين جنگيدم . من از كار اينان ( فراريان ) و از كار لشكر مصعب بيزارم . » او مردانه خود را به قلب دشمن زد و با يك گروه پنجاه نفرى ، بىمهابا به دشمن حمله بردند . هدف اصلى آنان كشتن محمّدبناشعث و فراريان و ضدّ انقلاب كوفه بود . آنان موفّق شدند محمّدبناشعث را ، كه از عوامل مهم فاجعهء كربلا بود ، به هلاكت برسانند و خود آنقدر جنگيدند تا همه به شهادت رسيدند .
جمعى از نيروهاى مختار به نزد او آمدند و پيشنهاد كردند كه چون ما ناچار به هزيمت شدهايم ، خوب است به شهر بازگرديم و در دارالاماره به مقاومت بپردازيم . مختار هم وقتى وضع را چنين ديد ، به باقىماندهء نيروها دستور عقبنشينى داد . آنان وارد شهر شدند و مختار و جمعى از ياران در دارالاماره موضع گرفتند .
آن شب هولناك گذشت و فرداى آن روز نيروهاى مصعب به طرف شهر هجوم آوردند و ياران مختار در مراكز حساس شهر با آن كه نسبت به دشمن كمتر بودند ، به مقاومت پرداختند . تمامى نيروهاى مختار ، كه قريب شش هزار نفر بودند ، سخت مقاومت مىكردند .
پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
ص٢١٨