پاكيزهشان گردانده بود . اينك خداوند شما را در اين سرزمين گرد آورده و اين دشمن خدا را هم در مقابل شما آورده است . اميدوارم كه خداوند خواسته باشد دلهاى شما را با ريختن خون آن ناپاك شاد كند و خدا خود گواه و شاهد است كه هيچ انگيزهاى شما را به اين سرزمين نكشاند ، جز خونخواهى حسين و اهلبيت پيامبرتان . » « 1 »
آغاز نبرد
شيپور نبرد نواخته شد و دو لشكر از هر طرف وارد كارزار شدند .
جنگى عظيم درگرفت و تا شب ادامه يافت . در همين روز ، فرماندهء ميمنهء لشكر ابراهيم ، علىبنمالك ، به شهادت رسيد و فرزند او ، مرّةبنعلى ، به جاى پدر پرچم را به دست گرفت و جنگ ادامه يافت . اين نخستين شهيد در سطح فرماندهى بود .
ابراهيم همانند شيرى ژيان و طوفانى سهمگين با نيروهايش به قلب دشمن يورش بردند و روز اول را با پيروزى نسبى و تلفاتى كه در طرف دشمن بيشتر بود ، به پايان رساندند . آثار ضعف و شكست در انبوه لشكر دشمن مشهود بود ؛ تلفات سنگينى را متحمّل گرديدند . « 2 » شب را استراحت كردند و به جمعآورى زخمىشدگان پرداختند و فرداى آن روز براى جنگى ديگر آماده شدند .
روز دوم جنگى سهمگينتر از روز قبل درگرفت و جمعى از فرماندهان دشمن به هلاكت رسيدند ؛ از جمله ، فرماندهء جناح راست دشمن ،
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 88 ؛ انساب الاشراف ، ج 6 ، ص 425 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 45 ، ص 381 - 382 ؛ كاملبناثير ، ج 4 ، ص 264 .