قواى حكومت شام ، قرار داشت كه پس از يزيد باز هم در همان سمت در شام بهسر مىبرد و همه كاره بود . تعدادى از فرماندهان و سران قبايل شام هم ، كه در حادثهء كربلا شركت داشتند ، در كنار او بودند .
اين بار ابنزياد به فرمان عبدالملك مروان ، كه تازه قدرت را بهدست گرفته بود ، با لشكرى به استعداد هشتادهزار مرد جنگى ، به مرزهاى عراق نفوذ پيدا كرده بود . ارتش ابنزياد در حوالى نهر خازر و منطقهء موصل در شمال غربى عراق مستقر شده و در تدارك حمله به كوفه و شكست انقلاب مختار بود . « 1 »
گرچه خيال مختار از جبههء شرقى و منطقهء بصره ، كه مصعببنزبير ، برادر عبداللهزبير ، بر آن حكومت مىكرد ، راحت نبود و تعدادى از عاملان فاجعهء عاشورا و سران ضدّ انقلاب به مصعب پناهنده شده بودند و هر آن احتمال لشكركشى مصعب براى گرفتن كوفه داده مىشد ، امّا مختار صلاح آن ديد كه پيش از هر كار ، به لشكر ابنزياد بپردازد .
اعزام ابراهيم اشتر
طبرى مىنويسد : در بيست و چهارم يا بيست و دوم ذىالحجهء اين سال ( سال 66 ه . ق . ) مختارّ ابراهيم اشتر را با ارتشى نيرومند براى مقابله با لشكر شام بهسوى مرزهاى آن گسيلداشت . « 2 »
علّامه ابن نما گويد : در اين مرحله ، مهمترين فكر مختار ، ابنزياد و
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 86 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 261 ؛ انساب الاشراف ، ج 6 ، ص 424 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 81 .