كردم ، امّا او گفت : من روزهام ؛ روزهء شكر . » « 1 »
هشت - مرّةبن منقذ ؛
او از طايفهء قيس و مردى جسور بود . در واقعهء كربلا ، او حضرت على اكبر عليه السلام ، فرزند عزيز امام حسين عليه السلام ، را به شهادت رسانده بود . مرّه در محاصرهء نيروهاى ابن كامل ، ساعتى مقاومت كرد و دست راستش قطع شد ، « 2 » ولى با همان وضع ، موفّق شد كه حلقهء محاصره را بشكند و فرار كند . او به بصره نزد مصعب بن زبير رفت .
نه - زيدبنرقاد ؛
او از تكتيراندازان لشكر عمر سعد بود كه در روز عاشورا ، تيرى به طرف عبدالله ، فرزند امام حسن عليه السلام ، افكند . آن تير دست او را به پيشانيش دوخت . تيرى ديگر نيز به قلب او افكند و او را به شهادت رساند . زيد پس از كمى مقاومت ، بهوسيلهء افراد عبدالله شاكرى ، يكى از فرماندهان لشكر مختار ، تيرباران شد و سپس او را به آتش سوختند . « 3 »
ده - عمروبنحجّاج زيدى ؛
از سران كوفه و از كسانى بود كه نامهء دعوت براى امام حسين عليه السلام فرستاد . وى با پانصد نفر ، مأمور بستن آب بر روى امام و اهل بيت عليهم السلام او بود . او پس از شكست شورشيان كوفه ، از ترس بهسوى شراف و واقصه فرار كرد و ديگر اثرى از او مشاهده نشد . « 4 »
يازده - عبدالله دبّاس ؛
قاتل محمد ، فرزند عمار ياسر ، بود . او دستگير و سپس كشته شد ، امّا پيش از آن ، سه نفر از حاميان را به مختار معرفى كرد : عبداللهبناسيد ، مالكنُمير ، حملبنمالك .
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 45 ، ص 332 - 333 ؛ محجّة البيضاء ، مولى محسن فيض كاشانى ، ج 4 ، ص 241 .
( 2 ) - كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 243 .
( 3 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 64 - 65 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 243 .
( 4 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 52 .