بصره نزد پدرش رساندند . « 1 »
البتّه نمىتوان گفت تمام آنچه مختار و نيروهايش انجام دادند دقيقاً منطبق با موازين شرع و اعتقادات شيعه بوده است ، امّا آنچه مختار نسبت به عاملان فاجعهء كربلا انجام داد ، واكنش قهرى دستگاه آفرينش با ستمگران ، اجابت نفرين دلهاى سوختهء خاندان ستمديدهء پيامبر صلى الله عليه و آله و غليان طبيعى احساسات در جامعهء مسلمانان بود .
توفيق اعلم ، دانشمند معاصر ، دربارهء انتقام مختار مىگويد : تنها برخورد قاطع و خونبارى كه در تاريخ از ملامت مصون مانده و عذر آن پذيرفته شده همين كار عادلانهء مختار است . « 2 »
استاد سيد جعفر شهيدى نيز در اين باب مىگويد :
. . . از نو قتلگاه ، بلكه قتلگاههاى ديگرى به راه افتاده ، امّا اين بار قربانيان آن پاكان و عزيزان خدا نبودند ، دژخيمهايى بودند كه دستهايشان تا مرفق ، در خون آزادگان رنگين شده بود .
امروز وقتى ما داستان كشتار مختار ، پسر ابى عبيده ثقفى ، را مىخوانيم ، اگر سرى به كتابهاى حقوقى زده باشيم ، ممكن است چنان انتقامى را تا حدّى خشن بدانيم و بگوييم : چرا چنان كردند ؟
يكى را چون گوسفند سر بريدند و يكى را شكم پاره كردند و ديگرى كه تيرى به فرزندى از فرزندان حسين عليه السلام افكنده و آن جوان دست را سپر ساخته و تير دست و پيشانى او را شكافته بود ، همان كيفر دادند ، ديگرى را در ديگ روغن جوشان افكندند و دست و پاى آن
هامش
( 1 ) - اخبار الطوال ، ص 296 .
( 2 ) - اهل بيت ، توفيق اعلم ، ص 517 .