پيوستن قبايل شيعه به مختار
از اشعار ابنهمام به عنوان يك سند تاريخى ، مىتوان به استقبال طوائف و قبايل شيعهء عراق از انقلاب مختار پى برد ؛ او مىگويد : آن گاه كه قيام مختار اعلام و شعار « يالثارات الحسين » شنيده شد ، از هر طرف ، گروهها و قبايل به انقلاب پيوستند : فوجهايى از طايفهء هَمْدان و از طايفهء مذحج ، رئيس قوم ابراهيم اشتر - ابن مالك - به همراه گروههايى به نهضت پيوستند ؛ از طايفهء اسد ، يزيد بن انس وجوانان و حاميان به يارى آمدند ؛ از طايفهء نعيم ، برترين جوانان براى قيام گردآمدند . ؛ ابنشميطآنگاه كه قومش را به قيام دعوت مىكرد خوار و ذليل نبود . و طايفهء قيس و نهد و هوازن ، همگان به مختار پيوستند و در مقابل حق ، خاضع و متواضع بودند . « 1 » اين شعر خود ، سند گويايى از پيوستن پر شور قبايل و طوايف عراق به نهضت بود .
تشكيل حكومت
مختار پس از پيروزى و بيعت با مردم ، پستهاى حساس را به چهرههاى مطمئن و ياران انقلابى سپرد . لازم به ذكر است كه كوفه در آن زمان ، مركز عراق و قسمت اعظم ايران به شمار مىرفت و تسخير كوفه به
هامش
( 1 )- « دَعا يا لَثاراتِ الحسين » فاقبلتْ * كَتائبُ مِن هَمدانَ بَعدَ هزيعٌ
ومِن مُذحجٍ جَاءَ الرَّئيسُ ابنُ مالكٍ * يَقودُ جموعاً عُبِّيت بِجُمُوعٍ
و مِن اسَدٍ وافى يزيدُ لِنَصْرِهِ * بِكلِّ فتىً حامِى الذِّمارِ منيعٌ
وَ جاءَ نُعَيْمٌ خيرُ شيبانَ كلِّها * بِامرٍ لَدَى الهَيجاء احَدّ جميعٌ
و ما ابنُ شميطٍ اذْ يُحَرِّضُ قَومَهُ * هُنالكٍ بِمَخذُولٍ و لا بِمضيعٍ
و لا قيسَ نَهدٍ لا و لا ابنُ هَوازنٍ * و كلُّ اخو اخْباتِه و خشوعٍ( تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 35 . )