را انتخاب كند و شريح خود را به بيمارى زد و قبول نكرد و بعضى گفتهاند : مشاوران مختار او را از اين كار منصرف كردند و گفتند : او مسلك عثمانى دارد و حضرت على عليه السلام او را از قضاوت عزل كرد . « 1 »
گويند : اميرالمؤمنين عليه السلام به سبب قضاوت غلطى كه از شريح سر زده و كارهاى خلافى كه كرده بود ، تصميم داشت او را به ماينقا تبعيد كند تا بين يهود قضاوت نمايد ، « 2 » ولى با شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام ، اين كار عملى نشد .
مختار بعداً كه اين خبر را شنيد ، شريح را به آنجا تبعيد كرد . « 3 »
سرانجام ، مختار ، عبداللهبنمالك طائى را به منصب قضاوت منصوب كرد .
ج - دشمنان مختار
1 - جبههء حكومت مركزى شام به رهبرى اموىها و فرماندهى ابن زياد ؛ اين جبهه از نظر نيرو و كثرت ارتش ، بسيار قوى بود .
2 - جبههء عبداللّهبنزبير به رهبرى مصعب ، فرماندار بصره و برادر عبداللّه زبير ؛
3 - جبههء ضدّ انقلاب داخلى در كوفه به سركردگى قاتلان امام حسين عليه السلام مانند عمرسعد ، شمر ، خولى ، ابناشعث ، سنانبنانس ، شبث و ساير منافقان كوفه كه خطر اين جبهه بيش از دو جبههء ديگر بود .
مختار تصميم گرفت براى ثباتبخشيدن به حكومت خود ، ابتدا شهر
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 34 .
( 2 ) - همان ، كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 228 .
( 3 ) - الغارات ( مستدركات ) ، ابو اسحاق ثقفى ، ص 947 ؛ شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 98 .