« تُبايِعوُ نى عَ لى كِتابِ اللَّه وَسُنَّةِ نَبِيّهِ وَ الطَّلَبِ بِدِماءِ أَهْلِ الْبَيْتِ وَ جِهادِ ا لُمح لّ ين ؟ » ( يعنى : بيعت مىكنيد با من بر اساس عمل به كتابخدا و سنّت پيامبرش و خونخواهى خاندان پيامبر و جهاد با كسانى كه ريختن خون امامحسين عليه السلام را حلال دانستند ؟ ) اگر آنان مىگفتند « نعم » ، با آنان بيعت مىكرد بدين سان ، مردم با او بيعت نمودند . « 1 »
جاسوسان مختار مخفيگاه ابنمطيع ، استاندار فرارى ابنزبير ، را به مختار گزارش دادند و او با بزرگوارى ، وى را بخشيد و مبلغ يكصدهزار درهم خرجى راه به او داد و او را روانهء حجاز كرد . « 2 » سپس مختار خزانهء بيت المال را گشود و تمامى موجودى آن را ، كه قريب نُه ميليون دينار بود ، بين مجاهدان تقسيم كرد . « 3 »
تاريخ ، شهادت مىدهد كه مختار پس از پيروزى با كمال خضوع ، با مردم به ويژه نسبت به ضعفاء ومحرومين جامعه ، خوشرفتارى مىكرد ، امّا به قاتلين امامحسين عليه السلام و مسببّان فاجعهء كربلا كمترين امتيازى نداد و از آنان متنفّر بود . او مردم را به خوبى پذيرفت و آنان را به عدالت و حسن سيره اميدوار ساخت . در روزهاى اول ، جمعى از اشراف كوفه ، كه از مسببّان فاجعهء كربلا بودند ، فرصتطلبانه دور مختار را گرفته بودند ، بعضى از ياران مختار تعجّب كردند و به او گفتند : با اينها چه مىكند ؟ مختار در جواب ، اين آيه را خواند : « انَّا مِنَ ا لم - جْرم ين مُنْتَقِمُونَ » « 4 » ( يعنى : ما از تبهكاران انتقام خواهيم گرفت . ) آنگاه خيال همه راحت شد . « 5 »
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 32 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 226 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 33 .
( 3 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 33 : كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 227 .
( 4 ) - سجده ( 32 ) ، آيهء 22 .
( 5 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 33 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 227 .