خود رفت و سپس به مكّه مراجعت كرد و قريب يك سال به بررسى اوضاع و احوال پرداخت . « 1 » بعضى به او گفتند : مجدّداً با ابنزبير ديدارى كند . امّا مختار اين پيشنهاد را رد كرد و گفت : « من سال گذشته به نزد او رفتم ؛ امّا ديدم راه او از من جدا است و او به من احتياج دارد ، من كمترين نيازى به او ندارم . « 2 » با وجود اين مسعودى نوشته است كه مختار با ابنزبير بيعت كرد ، مشروط به آن كه ابنزبير در كارهايش بدون مشورت مختار اقدامى نكند . « 3 »
بعضى نيز گفتهاند : مختار با ابنزبير همراه بود و در ماجراى محاصرهء مكّه و مسجدالحرام توسّط لشكر يزيد و به فرماندهى حصينبننمير ، در كنار ابنزبير با يزيديان جنگيد تا خبر مرگ يزيد رسيد و محاصرهء مكّه شكسته شد و نيروهاى حصين از مكّه خارج شدند و ابنزبير رسماً خود را به عنوان خليفه مسلمانان اعلام كرد . « 4 »
ابناثير نوشته است : مختار با ابنزبير به توافق نرسيد وهنگامى كه شنيد مردم كوفه از خلافت ابنزبير هم راضى نيستند ، عزم جزم نمود تا به سوى كوفه حركت كند . « 5 » امّا او پيش از حركت به سوى عراق ، سراغ خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله رفت . در آن وقت ، محمّد حنفيّه در مكّه بود . با او نيز ملاقات نمود و هدف خويش را در ميان نهاد و از وى اجازهء قيام گرفت . محمّد او را به تقوا توصيه نمود و در قيام به حمايت از خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله تشويق كرد . محمّد حنفيّه نيز مسألهء قيام مختار را با امام سجّاد عليه السلام مطرح نمود و امام عليه السلام او را به
هامش
( 1 ) - انساب الاشراف ، ج 6 ، ص 378 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 170 .
( 2 ) - همان ، ص 378 ؛ همان ، ص 171 .
( 3 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 71 .
( 4 ) - انساب الاشراف ، ج 6 ، ص 379 .
( 5 ) - كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 174 ؛ انساب الاشراف ، ج 6 ، ص 379 .