« خداوند مرا بكشد ، اگر او را نكشم . » گويند : مختار نمىخواست به نزد عبداللَّه بن زبير برود ، ابنغرق به او پيشنهاد كرد و مختار در پاسخ گفت :
« اگر عبداللَّهبنزبير حرف مرا گوش دهد ، به نزدش مىروم . » مختار همچنين به ابنغرق گفت : « هرگاه شنيدى كه من قيام كردهام ، به مردم بگو :
مختار به خونخواهى شهيد مظلوم و مقتول سرزمين كربلا و فرزند پيامبر خدا - حسينبنعلى عليه السلام - قيام كرده است . به خدا قسم ، همهء قاتلان حسين را از دم شمشير خواهم گذراند . » « 1 »
ملاقات مختار با عبداللَّهبنزبير
عبداللَّهبنزبير در مكّه ، براى فريب مردم ، خود را مردى عابد وزاهد و پناهنده به خانهء خدا معرّفى مىكرد و از اين راه توانست تا اندازهاى اعتماد مردم را به خود جلب كند . او در آغاز دعوت ، خود را به عنوان خونخواه امامحسين عليه السلام جلوه مىداد . جنايات يزيد ، كه از همه مهمتر فاجعهء عاشورا و پس از آن ، قتل عام مردم مدينه بود ، موجب گرديد موج نفرت عمومى عليه يزيد و خاندان اموى همه جا را بگيرد .
شعار خونخواهى امامحسين عليه السلام و انتقامطلبى از مسببّان فاجعهء عاشورا ، زمينهء بسيار مناسبى بود كه براى ابنزبير پيش آمد ؛ او كه سراسر وجودش دشمنى باپيامبر صلى الله عليه و آله بود ، اين بار با يك موضعگيرى فرصتطلبانه ، به عنوان خونخواه امامحسين عليه السلام خود را ظاهر ساخت و توانست توجّه بسيارى از انقلابيان ، از جمله مختار را به خود جلب كند .
علّامه ابننما مىنويسد : « عبداللَّهزبير ، پيش از مرگ يزيد و پس از
هامش
( 1 ) - كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 169 - 170 .