فاجعهء عاشورا ، مردم را به عنوان خونخواهى امامحسين عليه السلام ويارانش به سوى خود دعوت كرد و بدين وسيله ، مردم را فريب داد . اما پس از مرگ يزيد در سال 64 ه . ق ، ديگر مسألهء خونخواهى فراموش شد و معلوم گرديد اين يك شعار بيشتر نبوده و هدف اصلى ابنزبير به دست گرفتن قدرت وحكومت بوده است ، نه چيزى ديگر . « 1 » بنابراين ، علاوه بر بنىهاشم ، جمع زيادى از مردم حجاز از او فاصله گرفتند .
مختار ، پس از ورود به مكّه و انجام عمره ، به وساطت يكى از نزديكان ابنزبير ، با او ملاقاتى نمود . ابنزبير از مختار جوياى اوضاع كوفه و عراق شد . مختار گفت : « مردم كوفه به ظاهر ، با امويان هستند ولى در باطن ، مخالف آنان مىباشند .
ابنزبير گفت : اين از ويژگىهاى بزرگان نمكنشناس است كه هرگاه ارباب خود را ببينند ، مطيع او هستند ، امّا اگر از او دور بودند ، ناسزاگو و عيب جويند و ياغى و طاغى مىشوند .
مختار ، كه كاملًا اوضاع عراق و كوفه را مىدانست و به روحيّهء مردم آشنا بود ، به ابنزبير پيشنهاد كرد كه استاندارى كوفه را به وى واگذارد .
ابنزبير پاسخى نداد و اين جلسه بدون نتيجهء روشنى پايان يافت . « 2 »
مدائنى مىگويد : آنچه مختار ، دربارهء ابنزبير فكر مىكرد ، درست نبود و بعد به ماهيّت او پى برد و از او جدا شد . « 3 » مختار ، از مكّه به طائف - شهر خوش آب وهواى نزديك مكّه و مركز قبيلهء ثقيف - براى ديدار خويشان
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 356 .
( 2 ) - انساب الاشراف ، ج 6 ، ص 378 .
( 3 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 356 .