دستور رفاعه ، خود را براى فرار و بازگشت مهيّا نمودند . زخمىها را جمعآورى كردند و هر كس را به رزمندهاى از قوم خودش تحويل دادند تا همراه خود بياورد . آنان شبانه با مجروحان خود ، صحنه را ترك كردند و خود را به منطقهء قرقيسيا رساندند ؛ اين كار را با احتياط كامل انجام دادند .
صبح روز بعد حصينبننمير متوجّه شد كه طرف مقابل ، صحنه را ترك كرده و همگى رفتهاند . بعضى مىخواستند آنان را تعقيب كنند ، امّا حصين اين رأى را نپذيرفت و از تعقيب آنان منصرف شد .
بازماندگان توّابين مجدّداً بر زفر بن حارث كلابى وارد شدند . زفر از حادثهاى كه براى شيعيان پيش آمده بود ، بسيار متأثّر گرديد و پيشنهاد كرد كه آنان در پناه او ، در همان دهكده بمانند . امّا آنان نپذيرفتند و تنها سه روز در آن جا ماندند . زفر از آنان پذيرايى كرد و به آنها توشه و وسايل مورد نياز داد و روانهء كوفه نمود . « 1 »
در بين راه ، نيروهاى مدائن همراه با سعد بن حذيفه ، كه آنان را فرماندهى مىكرد و به قصد يارى توّابين در حركت بودند ، به بازماندگان توّابين برخورد نمودند . از طرف ديگر نيز نيروهاى بصره به فرماندهى مثنّى بن مخربه سر رسيدند و در محلى به نام صندوداء با بازماندگان توّابين برخورد كردند .
متأسّفانه نيروهاى كمكى دير رسيده بودند . قطعاً اگر به موقع مىرسيدند ، سرنوشت جنگ به شكل ديگرى بود . آنان از وضع جبهه و كشتهشدگان آگاه شدند و از اينكه نتوانستند به موقع برسند ، آشفته و پشيمان گرديدند و بهناچار ، به طرف شهرهاى خود بازگشتند .
هامش
( 1 ) - ترجمه كامل ابن اثير ، ج 6 ، ص 28 .