تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
نيكو و پسنديده بود . آيا نميدانيد هيچ يك از ما خاندان نيست مگر اينكه بيعتى از سركش و طاغى زمانهء وى بر گردنش خواهد بود غير از قائم آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه حضرت عيسى بن مريم پشت سر او نماز خواهد خواند . زيرا خداى توانا ولادت حضرت قائم را مخفى و خود آن بزرگوار را غائب خواهد نمود تا وقتى خروج كند كسى بر گردن آن حضرت بيعتى نداشته باشد . اين قائم از نهمين فرزندان برادرم امام حسين و پسر بهترين كنيزان خواهد بود . وقتى غائب شود خدا عمر او را طولانى مينمايد . سپس وى را بقدرت كاملهء خود به صورت جوانى كه كمتر از چهل سال داشته باشد ظاهر مىكند . خدا اين عمل را بدين لحاظ انجام ميدهد كه دانسته شود او بر هر چيزى قدرت دارد . 4 - نيز در كتاب سابق الذكر از زيد بن وهب روايت مىكند كه گفت : هنگامى كه در مدائن به امام حسن نيزه زده شد من در حالى كه آن حضرت از فشار درد ميناليد بحضورش مشرف شدم و گفتم : يا بن رسول اللَّه ! تو چه صلاح ميدانى ، زيرا مردم متحير و سرگردانند ! ؟ فرمود : به خدا قسم كه معاويه براى من از اين مردم بهتر است . اين مردم گمان ميكنند شيعيان منند ، ولى در صدد كشتن من بر مىآيند ، اثاث و لباس سفرم را بغارت مىبرند ، اموال مرا تصاحب مينمايند به خدا قسم اگر من از معاويه تعهدى بگيرم كه خون خود را حفظ كنم و اهل و عيالم را در امان بدارم بهتر از اين است كه آنان مرا بقتل برسانند و اهل بيتم از بين بروند . به خدا قسم اگر من با معاويه نبرد نمايم اينان گردن مرا ميگيرند و مرا بمعاويه تسليم ميكنند . به خدا قسم اگر من با معاويه صلح و سازش نمايم و محترم باشم بهتر از اين است كه من كشته يا اسير گردم ، يا اينكه منتى بر من نهاده شود و تا آخر دهر براى بنى هاشم عيب و عار باشد و معاويه دائما بر زنده و مردهء ما منت بگذارد . راوى ميگويد : من به آن حضرت گفتم : يا بن رسول اللَّه ! آيا شيعيان خود را نظير گوسفندانى بدون شبان واگذار مينمائى ! ؟ فرمود : چه كنم : من از