هنگامى كه عبد اللَّه بن جعفر از مراجعت امام حسين مأيوس شد به دو فرزند خود ؛ عون و محمّد دستور داد ، در ركاب امام عليه السّلام باشند و با آن حضرت بروند و برايش جهاد نمايند .
سپس با يحيى بن سعيد بجانب مكه مراجعت نمود . امام حسين عليه السّلام بدون درنگ متوجه عراق شد تا اينكه در ذات عرق پياده گرديد .
سيد بن طاوس مينگارد : امام حسين روز سوم ذى حجهء سنهء - 60 - هجرى قبل از اينكه از شهادت مسلم آگاه شود از مكه متوجه عراق گرديد . زيرا خروج آن بزرگوار از مكه در آن روزى بود كه حضرت مسلم شهيد شده بود .
روايت شده : موقعى كه امام حسين تصميم گرفت بسوى عراق خارج شود برخاست و اين خطبه را خواند :
سپاس مخصوص خدا است ، آنچه خدا بخواهد همان مىشود ، حول و قوهاى نيست مگر بوسيلهء خدا . درود خدا برسول او باد ، يقينا مرگ قلادهاى است بر گردن جميع فرزندان آدم همانطور كه بر گردن دختران مىباشد . خيلى مشتاق لقاى اسلاف و نياكان خود شدهام ، نظير اشتياقى كه يعقوب به يوسف داشت .
خداى توانا بقعهاى را براى مدفن من انتخاب نموده كه به زودى به آن خواهم رسيد . گويا مىبينم اعضايم به زودى در صحراى كربلا پاره پاره خواهد شد .
چارهاى نيست جز اينكه بايد آن روزى را كه مقدر شده دريافت .
ما اهل بيت بقضاوت پروردگار راضى و در مقابل بلاى او صابر هستيم ، تا اينكه بهترين جزاى صابرين را بما عطا فرمايد .
آن اعضاى قطعه قطعه به زودى در حظيرهء قدس پيامبر خدا جمع مىشوند .
خدا چشم پيغمبر خود را روشن خواهد كرد و به وعدهء خود عمل مينمايد .
كسى كه آرزوى شهيد شدن و جان بازى در راه ما و سعادت ابدى را دارد با ما رفيق شود كه با خواست خدا فردا روانه خواهيم شد .
سيد بن طاوس و ابن نما مينگارند : امام حسين عليه السّلام آمد تا به تنعيم رسيد
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 410
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤١٠