تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
يعنى من حبيبم كه پدرم پاك و پاكيزه است . ما از شما پاك و پاكيزه‌تر ميباشم ما شخصيتى را يارى ميكنيم كه هر گاه نامش ذكر شود از عموم مردم بهتر است . حبيب تعداد سى و يك نفر از لشكر ابن سعد را بقتل رسانيد و شهيد شد . بعد از حبيب عبد اللَّه بن ابى عروهء غقارى ( بكسر غين ) براى كارزار قيام كرد و اين رجز را ميخواند :
قد علمت حقا بنو غفار * انى اذب في طلاب الثار
بالمشرفى و القنا الخطار
يعنى حقا كه بنى غفار ميدانند من براى خون خواهى بوسيلهء شمشير مشرفى و نيزه كارزار مينمايم . عبد اللَّه بن ابو عروه تعداد بيست نفر از لشكر كفر را به جهنم نازل كرد و شهيد شد . پس از عبد اللَّه بدير ( بضم باء و فتح دال ) ابن حفير ( بضم حاء و فتح فاء ) همدانى ( به سكون ميم ) كه فصيح ترين اهل زمان خود محسوب ميشد در حالى كه اين رجز را ميخواند براى كارزار قيام نمود :
انا بدير و ابى حفير * لا خير فيمن ليس فيه خير
يعنى من پدرم حفير است . خيرى در وجود كسى كه خير ندارد نخواهد بود . آنگاه تعداد سى نفر مرد را از لشكر ابن زياد كشت و شهيد گرديد . بعد از بدير مالك بن انس كاهلى در حالى كه اين رجز را ميخواند براى جهاد در راه خدا قيام نمود : 1 -
قد علمت كاهلها و دودان * و الخندفيون و قيس عيلان
2 -
بان قومى قصم الاقران * يا قوم كونوا كاسود الجان
3 -
آل على شيعة الرحمن * و آل حرب شيعة الشيطان
1 - يعنى قبائل كاهل و دودان و خندف و قيس عيلان عرب ، 2 - همه ميدانند كه قبيلهء من درهم شكنندهء همانندان هستند . اى قوم ! شما ( براى جنگيدن در راه خدا ) نظير شيرها باشيد .