از آن براى جان نتيجهاى ندارد . او تعداد سيزده نفر از دشمنان خدا و رسول را كشت و شهيد شد .
پس از هلال بن حجاج عبد اللَّه بن مسلم بن عقيل در حالى براى جهاد با كفار قيام نمود كه اين رجز را ميخواند :
1 -
اقسمت لا اقتل الا حرا * و قد وجدت الموت شيئا مرا
2 -
اكره ان ادعى جبانا فرا * ان الجبان من عصى و فرا
1 - يعنى من قسم خوردهام كه كشته نگردم مگر در حالى كه آزاد مرد باشم و حال اينكه مرگ را يك چيز تلخى يافتهام 2 - من دوست ندارم كه ترسان و فرارى خوانده شوم . زيرا شخصى كه ترسان باشد معصيت كار و فرارى خواهد بود .
بعد از عبد اللَّه بن مسلم حضرت على بن الحسين عليه السّلام براى جهاد در راه خدا قيام كرد . وقتى متوجه كارزار گرديد چشم امام حسين عليه السّلام اشكبار شد و فرمود :
پروردگارا ! بر عليه اينان شاهد باش زيرا پسر پيامبر كه از نظر صورت و صفات شبيهترين مردم است به پيغمبر تو براى مبارزه قيام نمود . على بن الحسين در حالى كه اين رجز را ميخواند شروع بكارزار كرد :
انا على بن الحسين بن على * نحن و بيت اللَّه اولى بالنبى
ا ما ترون كيف احمى عن ابى
يعنى من على بن حسين بن على هستم كه ما از همه كس برسول خدا مقدم تريم . آيا نمىبينيد كه چگونه از پدرم حمايت ميكنم ؟
هنگامى كه وى تعداد ده نفر از لشكر خونخوار يزيد را كشت بسوى امام حسين بازگشت و گفت : پدر جان ! العطش ! امام حسين عليه السّلام به او فرمود : پسر جان صبر كن ، زيرا جدت تو را به حد كافى سيراب خواهد نمود . على بن الحسين عليه السّلام بجانب كارزار مراجعت نمود و تعداد چهل و پنج نفر مرد از آن گروه ستمكيش را بدرك اسفل نازل نمود و شهيد شد . صلى اللَّه عليه .